زكريا بن ادريس « 1 » ، و زكريا بن آدم ، و عيسىء بن عبد اللّه بن سعد « 2 » ، و غير ايشان ، كه ياد كردن اسامىء ايشان بتطويل مىانجامد .
و بعضى ديكر را از ايشان را مشرّف كردانيدند ، و تشريف فرستادند بانكشتريها و جامها ، تا غايت كه ديكر اشعريان از دعبل بن علىّ خزاعى ، جبّه ابريشمين كه رضا عليه السّلم بذو بخشيده بود ، به مبلغ يكهزار مثقال طلا بخريدند ، و هر يكى پارهء از آن از بهر تيمّن و طلب شفا بذان نمودن بركرفتند . « 3 »
و ديكر آنك : صادق عليه السّلم ، عمران بن عبد اللّه « 4 » را كفت : « اظلّك اللّه يوم لا ظلّ الّا ظلّه » .
هامش
( 1 ) . أبو جرير زكريا بن ادريس بن عبد اللّه بن سعد اشعرى قمّى ، از اصحاب بزرگوار و ثقه امام صادق و كاظم و رضا عليهم السلام و راوى اخبار آنان كه قبر او در شيخان قرار داد . « رجال نجاشى : 173 شماره 457 » .
( 2 ) . عيسى بن عبد اللّه بن سعد بن مالك أشعرى قمّى ، از اصحاب بزرگوار و ثقه امام صادق و كاظم عليهما السلام و راوى اخبار و روايات آنان . « رجال نجاشى : ص 296 شماره 805 » .
( 3 ) . أبو الفرج اصفهانى در « الأغاني : 20 / ص 120 » آورده است : ( دعبل يكى از شاعران مشهور شيعه است كه به امير المؤمنين عليه السلام علاقه داشت ، و در مدح آنان قصيده :
* مدارس آيات خلت من تلاوة *
را سرود كه يكى از زيباترين اشعارى است كه در مدح اهل بيت سروده شده است ، و آن را براى أبا الحسن على بن موسى در خراسان برد ، و حضرت ده هزار درهم از سكههايى كه بنام او ضرب شده بود به دو داد ، و يكى از پيراهنهاى خود را نيز به دو خلعت داد . اهالى قم سى هزار درهم به دو پيشنهاد كردند ، و او آن را نفروخت ، آنگاه راه را بر او بسته و پيراهن را ربودند . او به آنان گفت : شما اين كار را براى رضاى خدا انجام مىدهيد ، در حالى كه براى شما حرام است ، و آنان سى هزار درهم به دو دادند ، و او سوگند خورد كه پول را نگيرد مگر آن كه قسمتى از پيراهن را به دو دهند تا در كفن خود گذارد ، آنگاه پول را داده ، و آستينى را نيز به دو دادند ، و او آن را در كفن خود قرار داد ) .
( 4 ) . عمران بن عبد اللّه بن سعد بن مالك اشعرى ، از اشعريان كوفى كه به قم مهاجرت نمود ، و فرزندان او در قم گسترده شدند .