ابن سعد ، روايتكنندكانند از ديكر ائمّه ، جنانج در باب علما ياد كردم « 1 » .
ديكر از مفاخر ايشان : حديث جفنه است ، و روايات كه دربارهء اشعريان آمدهاند ، جنانج از پيش كذشت ؛ در قصّهء حديث جفنه ، و اشعار شعرآىء مشهور بذكر آن ناطقاند . و اللّه اعلم .
ديكر از مفاخر ايشان : آنك از جوف بتى كه ايشانرا بيمن بود آوازى شنيدند ، كه رسول عليه السّلم بمكّه خروج كرد ، و مالك بن عامر اشعرى از ديكر مهاجران سبقت كرفت بصحبت رسول عليه السّلم ، بسبب آنك نشانهء اسلام و ايمان در دل او بديد آمده بود . و از صحبت رسول عليه السّلم بازكرديد ، و ديكر باره در صحبت مهاجرانى ديكر بمكّه رفت ، چنانج او را ثواب دو هجرت حاصل شد .
ديكر از مفاخر ايشان : آنك موسىء بن عبد اللّه بن سعد اشعرى « 2 » بقم ، ابتدا كرد
هامش
( 1 ) . بنا بر فهرستى كه مصنف براى تاريخ قم در آغاز كتاب فراهم آورده است ، باب شانزدهم كتاب را به ذكر اسامى بعضى از علماى قم اختصاص داده بوده ، و بنا بر آنچه در آنجا مذكور است ، آنان 260 نفر مىباشند . ليكن باب شانزدهم از پانزده بابى است كه بدست كسى نرسيده ، و به نظر مىرسد مصنّف مجال فراهم آوردن ، و تأليف آنها را نيافته است .
( 2 ) . به نوشته تاريخ قم ، عبد اللّه بن سعد بن مالك بن عامر اشعرى ، بهمراه برادرش احوص نخستين اشعريانى بودند كه به قم سكونت گزيدند . و عبد اللّه بغايت زاهد و عابد بود ، از اين رو برادرش احوص مسجدى را بدر پل براى او بنا كرد ، و عبد اللّه تا هنگام وفات در آنجا به عبادت مشغول بود .
اما موسى ؛ فرزند عبد اللّه در هيچ يك از منابع از او يادى نشده است ، و به نظر مىرسد او بر سيرهء و رفتار پدرش در تديّن و عبادت بوده است ، از اين رو بتدريج با فزونى يافتن شمار