و خازن « 1 » آن بت ، و مجاور آن بتخانه ، مردى بوده است كه هم ازيشان بوده است ، نام او بليء « 2 » بن تومه ، آن خازن كفت كه :
ما ازين بت روزى آوازى آهستهء حزين « 3 » شنيديم ، كه ميكفت : « 4 »
شعر
اقبل نور فاضا * و ادبر سواد فمضى
بمكّة قضى القضا
آنحالت ما را بترسانيد ، با خود گفتيم ، كه : كوئيا به مكه حادثهء واقع شده است ، و قصهء بديد آمده است .
و همچنين از آن بت شنيديم ، كه مىكفت :
هامش
( 1 ) . در دوره جاهلى عربها بتهاى مهم خود را درون بتخانه و معبد قرار مىدادند ، و مردمانى را براى حفاظت و نگهدارى از آن مىگماردند ، يكى از اين مردمان كسى بود كه هدايا و نذورات پيشكش شده به بت را درون انبار و مخزن بتخانه حفظ مىكرد ، كه از او با نام خزانهدار يا خازن ياد شده است ، برخى از اين مردمان زندگى خود را وقف بت و بتخانه ، و خدمت به آن مىكردند ، و هرگز از آنجا دور نمىشدند ، كه از آنان با نام ( مجاور ) ياد مىشود .
( 2 ) . در نسخهء اصل : ( بلى ) به الف مقصوره ضبط شده است ، كه صحيح آن ( بلي ) با ياء است . و اين نام از نامهاى كهن يمنى است ، كه الكلبى در « نسب معدو اليمن الكبير : ج 3 / ص 1 ، و جمهرة النسب ج 1 / ص 376 » از چند نفر يمنى با اين نام و مشتقات آن ياد - بلي بن عمرو بن الحاف ، أبو بلى - ياد كرده است .
( 3 ) . حزين : اندوهناك .
( 4 ) . بتپرستان بتهاى دست ساخته خود را - كه به مرور زمان قداست مىيافت - داراى روح و احساس مىدانستند ، از اين رو با آنان سخن گفته ، و درددل مىكردند ، و ادعا مىكردند در برخى موارد از درون آنها صدا و سخن شنيده مىشود . جاحظ در « كتاب الحيوان : ج 6 / ص 61 به نقل از حاشيه كتاب الاصنام ص 11 » در اين باره مىگويد : ( و في بعض الرواية انّهم كانوا يسمعون في الجاهليّة من اطراف الأوثان همهمة . . . و ما أشكّ أنّه كان للسدنة حيل و ألطاف لمكان التكسب . . ) .