بجرجان ، و متمكّن شدن ايشان از قبل او ، با ديكر اخبار ، در موضع اخبار مالك بن احوص ياد كردهام .
و حسن بن احمد بن الحسن بن أبى قتادهء أزدى « 1 » حكايت كرده است ، و روايت نموده - در كتابى كه منسوبست باحفص بن حميد ، آزادكردهء سآئب بن مالك - كه :
« سبب بيرون آمدن همهء فرزندان مالك بن عامر اشعرى از كوفه ، آن بود كه حجّاج ابن يوسف ، محمّد بن سآئب را بكشت . و سبب آمدن ايشان بقم ، و بديكر شهرها نرفتن ، آن بود كه مالك بن عامر اشعرى ، با پسر عمّ خود أبو « 2 » موسىء اشعرى از كوفه بناحيت بصره و اهواز و اصفاهان آمده بود ، و او با أبو « 3 » موسى أشعرى آن نواحى را فتح كرد ، بعد از آن ابو موسى او را بناحيت جبل « 4 » فرستاد ، و مالك بعضى از ناحيت جبل ، آنچ فرا پيش ساوه بود فتح كرد ، و دفع كرد از آن ناحيت اكراد « 5 » طبرستان را ، كه ايشان كروه ديلماند ، كه هر سال بدين ناحيت مىآمدند ، و غزا « 6 » ميكردند ، و اهل اين ناحيت را غارت مىنمودند ، و برده مىبردند .
هامش
گرديد ، و در سال 159 هجرى به هلاكت رسيد . بعدها در سال 193 هجرى هارون الرشيد را در دار الامارة حميد بن قحطبة در بيرون شهر طوس دفن كردند ، و پس از او در سال 203 هجرى ، پس از شهادت امام على بن موسى الرضا عليه السلام حضرت را در نزديكى هارون به خاك سپردند .
نگاه كنيد به : « تاريخ طبرى ، و الكامل فى التاريخ : حوادث سالهاى 144 - 159 و 193 و 203 .
الاعلام زركلى : 2 / 282 » .
( 1 ) . در هيچ يك از منابع تاريخى و تبارشناسى - كه در حدّ توان مورد جستجو قرار گرفت - نامى از اين راوى نيامده است .
( 2 ) . در اصل : أبى ، أبا .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . ناحيت جبل ، بخشهاى كوهستانى غرب ايران را گويند .
( 5 ) . اكراد : جمع كرد .
( 6 ) . غزا : از ماده ( غزا ، يغزو ، غزوا ) ، و جمع آن غزاة است ، به معناى جنگيدن با دشمن است .
« المصباح المنير : ماده ( غزا ) » .