جعفر بن محمّد صادق رسيد ، و در صادق علامات امامت مشاهده كرد ، و از دو صفحهء روىء مبارك او ، دلالت وصيّت « 1 » مطالعه نمود . و از صادق عليه السّلم سؤال كرد در باب غيبت « 2 » .
صادق فرمود : غيبت حقّ است ، و ليكن اين غيبت واقع شود به امام دوازدهم ، قائم آل محمّد عليه السّلم . و سيّد را خبر داد بوفات محمّد [ بن ] حنفيّه ، و آنك پذرش محمّد باقر ، در وقت دفنكردن محمّد [ بن ] حنفيّه بر سر قبر او حاضر بوده است « 3 » .
جون سيّد اين خبر و روايت از صادق عليه السّلم بشنيد ، از آن مقالت « 4 » بازكرديد ، و از آن اعتقاد كه داشت استغفار نمود ، و پشيمان شد ، و بامامت صادق عليه السّلم اعتقاد بست .
و در اين باب قصيدهء انشاد « 5 » كرد ، كه اول آن اين بيت است :
تجعفرت باسم اللّه و اللّه اكبر * و ايقنت أنّ اللّه يعفو و يغفر « 6 »
و در كتاب عبّاسى مسطور است ، كه :
« فرزندان عبّاس « 7 » همهء اوقات قآئل بودهاند بامامت محمّد [ بن ] حنفيّه ، و او را امام
هامش
( 1 ) . مقصود وصايت و امامت است .
( 2 ) . علت اين سؤال به جهت اعتقاد كيسانيّه بود به غايبشدن محمد بن الحنفيّة ، و ظهور او در آخر الزمان ، و اين كه او همان مهدى موعودى است كه در آخر الزمان ظهور خواهد نمود ، و جهان را عدل و داد خواهد بخشيد .
( 3 ) . نگاه كنيد به : « بحار الانوار : ج 42 / ص 79 به نقل از اكمال الدين شيخ صدوق » .
( 4 ) . مقالت : اعتقاد و گفتار .
( 5 ) . در اصل و ديگر نسخهها : انشا .
( 6 ) . الاغانى : 7 / 231 ، المقالات و الفرق : 37 .
( 7 ) . مقصود فرزندان عبد اللّه بن عباس بن عبد المطّلب است ، كه به خلافت رسيدند ، نه ديگر برادران عبد اللّه .