و على بن الحسين « 1 » ، و حسن بن الحسن بن علىّ « 2 » [ را ] ، در حجرهء زمزم « 3 » بازداشته بود ؛ زيرا كه ايشان از بيعت وى امتناع مىنمودند . و عبد اللّه « 4 » بن زبير سوكند خورده بود ، كه اكر ايشان در مدّتى كه عبد « 5 » اللّه نام نهاده « 6 » ، و تعيين كرده ، بيعت نكنند ، [ آنان را بسوزاند و بكشد ، پس محمد بن حنفيّه مختار را از حال خود و همراهانش ] آكاهى داد ، و لشكر و مالى جند [ بمكّه ] « 7 » مختار « 8 » فرستاد ، و ابن الزّبير از مقاومت آن لشكر عاجز شد . پس از آن لشكر ؛ عبد اللّه عبّاس ، و على بن الحسين ، و حسن بن الحسن بن على ، كه در بند بودند ، بيرون آوردند . « 9 »
هامش
( 1 ) . امام زين العابدين عليه السلام .
( 2 ) . مشهور به حسن مثنّى كه داماد امام حسين عليه السلام بود .
( 3 ) . از ديرباز تا اواخر قرن سيزده هجرى ، بر روى چاه زمزم جايگاه و اتاقى قرار داشت ، كه در آن وسائل بيرونكشيدن آب از چاه زمزم بود . اين جايگاه در سال 1370 هجرى ، همزمان با توسعه مسجد الحرام از ميان رفت .
( 4 ) . در اصل و ديگر نسخهها : ( عبيد اللّه ) ضبط شده است كه خطاست .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . يعنى مهلتى كه تعيين كرده و معين نموده است .
( 7 ) . افزوده از « انوار المشعشعين : 2 / 51 » .
( 8 ) . در اصل و ديگر نسخهها : بمختار .
( 9 ) . اين واقعه را ابن الأثير در « الكامل فى التاريخ : 4 / 249 » در حوادث سال 66 هجرى با عنوان :
( ذكر حال ابن الحنفيّه مع ابن الزبير ، و سير الجيش من الكوفة ) به تفصيل آورده است ، ليكن در گزارش او بجز از محمّد بن الحنفيّه از سه تن ديگر كه تاريخ قم نام آنها را آورده است ياد نمىكند ، و مىگويد : ( فلما استولى المختار على الكوفة ، و صارت الشيعة تدعو لابن الحنفيّه ، خاف ابن الزبير أن يتداعى الناس الى الرضا به ، فالّح عليه و على أصحابه في البيعة له ، فحبسهم بزمزم ، و توعّدهم بالقتل و الإحراق ، و اعطاء اللّه عهدا إن لم يبايعوا أن ينفذ فيهم ما توعّدهم به ، و ضرب لهم في ذلك أجلا . فأشار بعض من كان مع ابن الحنفيّه عليه أن بيعت الى