كه خواست كه او را بخليفه نام نهند « 1 » » .
و همچنين در تاريخ صولى آمده است ، كه :
« أبو القسم [ على ] را متهم كردانيد بآنك با عبد اللّه بن الراضى « 2 » مواضعه كرده است بر خلافت ، در ايّام خلافت متقى ، و امارت توزون « 3 » ؛ بل كه ويرا بذين سبب در سنهء تسع عشر و ثلثمائه « 4 » بكرفتند « 5 » ، و به اهواز فرستادند ، و آنجا او را زهر دادند ، و بذان وفات يافت ، و مدتى بر سر قبر او خيمه زده بوده است « 6 » » .
و من در جآئى ديكر خواندهام ، كه :
« أبو القسم در يكشب ، به قيمت سى هزار مثقال ، طلا و جواهر ببخشيد ، به غير از خلعتها و مركبها ، از اسب و أستر و اشتر » ، و اللّه أعلم .
هامش
بود ، وى خليفه را در سال 331 ه دستگير ، و پس از خلع وى از خلافت وى را كور نمود ، و تا هنگام مرگ در زندان نگه داشت .
( 1 ) . اين دو نقل در بخشهاى باقيمانده از كتاب تاريخ صولى نيامده است ، نگاه كنيد به : « كتاب الأوراق » .
( 2 ) . او عبد اللّه بن أبى العباس احمد ابن المقتدر باللّه عباسى ( مشهور به الراضى باللّه ) كه در سال 322 هجرى به خلافت برگزيده شد . ( نگاه كنيد به الكامل فى التاريخ : حوادث سال 322 هجرى ) .
( 3 ) . در نسخهء اصل ( توذون ) ضبط شده است .
( 4 ) . سال 319 هجرى .
( 5 ) . در حاشيه نسخهء مصحح آية اللّه شبيرى آمده است : ( خلافت متّقى از سال 329 تا سال 333 مىباشد ، و سلطنت معزّ الدولة از سال 320 تا 356 ، بنابراين على بن احمد الشجرى كه در زمان متّقى و معزّ الدوله ميزيسته ، سال وفات او 319 نميتواند باشد ، و بعيد نيست كه كلمه ( عشر ) مصحّف ( عشرين ) باشد .
( 6 ) . اين دو نقل در بخشهاى باقيمانده از كتاب تاريخ صولى نيامده است ، نگاه كنيد به :
« كتاب الأوراق » .