اليوم بدينور « 1 » و نواحى دينورند ، و عدد ايشان بسيارست » ، حفظهم اللّه ورعاهم ، و كثّر عددهم ، بمحمّد و آله .
و أبو الحسين عيسىء بن على العريضى العلوى « 2 » ، كويد كه :
« ابو الفضل بقم آمد با جماعتى از ديلم « 3 » ، كه ايشان با او اتفاق كرده بودند كه با هم ببلاد ديلم بروند ، و با ابو الفضل خريد و فروخت و مبايعت كنند . جون أبو الفضل خواست كه با ايشان از قم بيرون آيد ، اسبى كه برو نشسته بود ، قدم از جاى برنكرفت ، و نافرمانى كرد .
أبو الفضل ازو فرود آمد ، و فرمود :
اين حركت بفال نيكو نيست ، چه هركز اين اسب را اين حركت عادت نبوده است ، پس مصلحت نيست ما را با ديلم رفتن . و عزيمت باطل كرد ، و بقم باز استاد ، و ديلم « 4 » بازكرديدند .
و اين اسب أبى الفضل را بنزديك يكى از خلفا صفت « 5 » كردند ، و با او باز راندند ، چون
هامش
ثمانين و مائه ، و عمّر خمسا و ثمانين سنة باختلاف ، و وفاته سنة أربع و سبعين و مائتين . و أمره أبو جعفر الأخير عليه السلام ( امام حسن عسكرى ) أن يحلّ بالدينور ففعل ، و كان ذا علم و فضل ) .
( 1 ) . شهرى در 25 مايلى غرب كنگاور ، كه در قرنهاى پيش از اسلام تا قرن هشتم هجرى ، شهر آبادى بوده ، و پس از حمله تيمور از ميان رفته است ، و به گفته كى لسترنج در « بلدان الخلافة الشرقية : ص 224 ترجمه عربى » خرابههاى آن همچنان باقى است . در دوره اسلامى اين شهر ( ماه الكوفه ) نيز ناميده مىشده است .
( 2 ) . عمرى نسّابه در « المجدى : ص 136 » ، هنگام شمارش فرزندان على بن جعفر عريضى - رحمه اللّه - يكى از آنان را عيسى بن على عريضى دانسته ، و مىگويد داراى دو فرزند به نامهاى حسن و احمد بوده است . و اگر راوى اين روايت همين عريضى بوده باشد ، بايد كنيه او أبو الحسن باشد ( چنان كه دكتر مدرسى در كتابشناسى آثار مربوط به قم : ص 27 اين گونه ضبط كرده ) نه أبو الحسين ، چنانچه در نسخهء اصل و ديگر نسخهها ضبط شده است .
( 3 ) . يعنى از مردم ديلم .
( 4 ) . يعنى همراهان ديلمى او بازگرديدند .
( 5 ) . توصيفنمودن .