پس برنشست و آمد تا بصحبت علىّ بن أحمد بن علىّ الشّجرى « 1 » ، و او را سلام و زيارت كرد ، و بازكرديد .
و مرا كفت : اى أبا علىّ ! من تشبيه نميكنم أبى علىّ بن الرضا ، در سكون و نشستن و فضل ، الّا بائمّه عليهم السّلم ، و عباس علوىّ را تشبيه نمىكنم ، الّا بمردمانى كه ايشانرا ديدهام ببغداد ، بدرب طاق « 2 » ، پس چرا شما بامامت اين أبى علىّ قائل نمىشويد ، و او را امام نميدانيد ، با وجود آنك مجموع خصلتهآىء خير درو جمع و موجود است ؟
من كفتم : معاذ اللّه « 3 » كه ما به غير از ائمهء دوازده كانه ، كه امامت ايشان محقّق و روشن
هامش
طويله ( ت ) نوشته مىشود .
( 1 ) . خاندان شجرى ( كه نسبت آنان به مسجد شجره در چند كيلومترى غرب مدينه كه ميقاتگاه حاجيان مدينه مىباشد ) از نسل عبد الرحمن شجرى ابن القاسم بن الحسن بن زيد بن الحسن ابن على بن أبى طالب عليهما السلام مىباشند ، كه در بخشهاى وسيعى از ايران ( بويژه در طبرستان ) پراكنده شدند ، و تفصيل انساب و فرزندان آنان در كتابهاى تبارشناسى آمده است ( نگاه كنيد به : الفخرى : 144 - 156 ) ، تيرهاى از آنان نيز در قم سكونت گزيدند ، كه على بن أحمد بن على شجرى يكى از بزرگان اين خاندان و از اعيان علويان قم در آن دوره بشمار مىرفت .
( 2 ) . باب الطاق نام يكى از محلههاى بزرگ و مشهور بخش شرقى بغداد ( رصافه ) در قرن دوم و پس از آن ، كه از حاشيه شرقى رودخانه دجله ، در پاى پلى كه بدستور منصور عباسى ساخته شده بود ، و به نام ( الجمر الاول ) شهرت داشت آغاز مىگرديد ، و تا باب خراسان در شمال شرقى بغداد ادامه مىيافته است ، و بعدها در دوره آل بويه بيمارستان عضدى در مجاورت اين پل ساخته شد . در آغاز اين محله گذرى قرار داشت ، كه داراى سقف آجرى بود ، از اين رو به « درب الطّاق » شهرت يافت ، به گفته مؤرخين در اين گذر مغازههاى فروشندگان قرار داشته ، و بتدريج به مهمترين و بزرگترين بازار شرق بغداد تبديل گرديد ، و در هر قسمتى از آن صنفى از فروشندگان به كسب مشغول بودند ، از آن جمله پرندهفروشان ، و ياقوت حموى در معجم البلدان آورده است كه عبد اللّه بن طاهر بن الحسين ( از فرماندهان و وزيران صاحب نام عباسى در دوره مأمون ) بر درب الطاق قمرى را ديد كه نوحه مىسرايد ، و آن را به قيمت گزافى خريد و آزار نمود ، نگاه كنيد به : ( دليل خارطة بغداد : ص 113 - 114 ) .
( 3 ) . پناه بر خدا .