« جون أبو مسلم محمّد بن بحر اصبهانى ، والى و عامل قم شد ، هر روز جمعه بر نشستى و به زيارت رؤسآىء قم برفتى ، و حقوق ايشان بكذاردى ، و حرمتدارى كردى .
اتفاقا روز جمعهء سوار شد ، و من در صحبت او بودم ، ابتدا « 1 » كرد به زيارت أبى علىّ محمّد [ بن أحمد بن موسى بن علىّ ] الرضا . چون بصحبت او درآمد ، أبو على در موضعى پاكيزه نشسته بود ، و جامهآىء سبز « 2 » پوشيده . أبو على سلام كرد ، و اكرام نمود ، و سعى « 3 » او را شكر كفت .
چون أبو مسلم از صحبت او بيرون آمد ، به راه سرآىء عباس بن عبد اللّه علوى « 4 » رفت ، چون بدر سرآىء او رسيد ، فرود آمد و در صحبت او رفت ، او را ديد در سرآىء خود نشسته ، و كرد بر كرد او قفصهآىء قمريان « 5 » و مرغان نهاده بودند !
ابو مسلم سلام كرد ، و بازكرديد ، و آمد تا بسرآىء أبى سهل بن أبى طاهر اشعرى ، و او را نيز بديد و زيارة « 6 » كرد ، و حقّ او بكزارد .
هامش
الأدب و العلم ) ، و استاد أبو الفضل محمد بن الحسين بن العميد بشمار مىرود ، چندين كتاب را به دو نسبت مىدهند كه مهمترين آنها « كتاب العبّاسى في اخبار الخلفاء و الدولة العبّاسيه » مىباشد .
( 1 ) . آغاز كردن .
( 2 ) . جامه سبز شعار و لباس علويان بود ، و جامههاى سياه شعار و لباس عباسيّان ، و مأمون عباسى در سال 201 هجرى پس از ولايتعهدى امام رضا عليه السلام لباس سياه از تن بدر كرد و لباس سبز را در بر كرد ، ( نگاه كنيد به : « تاريخ طبرى حوادث سال 201 ه ) .
( 3 ) . يعنى أبو على زحمتانداختن أبو مسلم خود را به جهت ديدار از او را شكرگذارى نمود .
( 4 ) . يكى از امامزادگان علوى ساكن در قم ، كه درباره او اطلاعاتى در منابع تبارشناسى نيامده است .
( 5 ) . قمريان : جمع ( قمرى ) مرغ و پرندهاى است از فاخته كوچكتر با طوق ، و بسيار مأنوس و خوشمنظر و خوشآواز ، و چون لفظ ( ياكريم ) كامل الحروف از صوت آن ظاهر مىگردد ، عامه مردم او را مرغ ياكريم مىنامند . ( لغتنامه دهخدا : ماده قمرى ) .
( 6 ) . كلمه زيارت به معناى ديدار است و در دستور زبان عربى با تاء قصيره ( ة ) و در فارسى با تاء