تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
[ بنت ] موسى ازو ميراث كرفت . و بعد از آن ، ابو علىّ « 1 » محمّد بن احمد بن موسىء بن محمّد بن على الرضا عليهم السّلم ، از كوفه بقم آمد « 2 » . و بعضى از دختران او : فاطمه ، و امّ سلمه . جون أبو على محمّد بقم رسيد ، عرب قم در اعزاز و اكرام او مبالغه كردند . و كويند كه : عرب بذو پيغام فرستادند ، كه از شهر ما بيرون بايد رفتن ! أبو على محمّد بجواب كفت : اين شهر از آن شما نيست ، ملك و زمين از آن خذاى است ، هر كس كه خواهد در آن فرود آيد . پس عرب عذر خواستند ، و او را از خود خشنود « 3 » كردند ، و كرامى داشتند . و أبو على محمّد مردى فاضل بوده است ، و بغايت پرهيزكار ، و خوش محاوره « 4 » ، و خوش‌منظر ، و فصيح و دانا و عاقل » . و روايت كند احمد بن اسمعيل بن سمكهء نحوى « 5 » ، كه :
هامش
( 1 ) . وى نوه موسى مبرقع ، از نسل فرزند او احمد است ، كه داراى عقب بوده . اما محمد بن موسى بلاعقب از دنيا رفت . ( 2 ) . در « منتقلة الطالبيّه ص 254 » آمده است : ( من نازله الكوفة : أبو على محمد الأعرج بن أحمد ابن موسى بن محمد بن على بن الرضا ، امّه من الأشاعثة كوفية ، و قيل هى كنانية ، و يقال أبوه ورد قم ) . ( 3 ) . در نسخه چاپى : او را خوشنود كردند . ( 4 ) . محاوره : گفتگو ، سخن . ( 5 ) . أبو على بجلىّ قمى ، احمد بن اسماعيل بن عبد اللّه ملقّب به سمكه ، كه مصنّف تاريخ قم در چند باب مستقيما از او روايت مىكند ، او از اعيان علماى عرب ساكن در قم در قرن سوم و چهارم هجرى بوده است ، و شرح حال او را ابن النديم و شيخ طوسى و نجاشى در كتابهاى فهرست و رجال خود آورده‌اند ، نجاشى درباره او مىگويد : ( كان من أهل الفضل و