يتيم زور مران .
( 1 ) اى عيسى ، در خلوتها بر ( زار بودن ) خويش سرشك ببار ، و به اوقات نماز گام سپار و لذّت بر زبان راندن ذكر مرا به شنود من آر ، زيرا كه نكوست با توام كردار .
( 2 ) اى عيسى ، چه بسا [ از ] مردم را كه به سبب گناهان پيشينيان هلاك كردم و تو را از آنها باز داشتم .
( 3 ) اى عيسى ، با ناتوانان نرمى كن و ديدهء ناتوانت را به آسمان برآر و مرا بخوان كه من به تو نزديكم .
و نامم را جز به زارى به درگاهم و جز با انديشناكى و نگرانى بىنظيرت ميار ، زيرا هر گاه چنانم ( به زارى و بيم و اميد ) بخوانى پاسخت گويم .
( 4 ) اى عيسى ، كسى كه به نافرمانى از من سرتافته تو را نفريبد كه روزى مرا مىخورد و ديگرى را مىپرستد ، سپس هنگام گرفتارى مرا مىخواند و پاسخش مىدهم ، آنگاه به همان وضعى كه داشته باز مىگردد . آيا بر من متمرّد مىشود ؟ يا به خشمم متعرّض مىشود ؟ به ( ذات ) خودم سوگند كه چنانش بگيرم كه نجاتى از آنش نباشد و جز من پناهش نباشد ، از آسمان و زمين من به كجا مىگريزد ؟ ( 5 ) اى عيسى ، به ستمگران بنى اسرائيل بازگوى : در حالى كه حرام به زير دامنها « 5 » و بتها در خانههاى خود داريد « 6 » مرا مخوانيد ، زيرا من سوگند خوردم كه هر كه مرا بخواند پاسخش گويم و پاسخم را بدانها لعن بر ايشان قرار دهم تا از هم بگسلند ( و تار و مار شوند ) .
( 6 ) اى عيسى ، چه خيرى است در لذّتى كه نپايد و عيشى كه براى صاحبش نماند ؟ ( 7 ) اى پسر مريم ، اگر آنچه را براى دوستداران نكوكار خود آماده كردهام به چشم مىديدى ، دلت آب مىشد و روحت از شوق پر مىكشيد ، هيچ سرايى چون سراى آخرت نباشد كه در آن همسايهء پاكانى و فرشتگان مقرّب در آن بر نيكان درآيند و آنان از هراسهايى كه روز رستاخيز در رسد ايمنند ، سرايى كه نعمتش دگرگون نشود و از اهل آن زايل نگردد .
( 8 ) اى پسر مريم در رسيدن به آن سراى با رقابتكنندگان مسابقهگذار زيرا هدف آرزوى نيكبختان است و جايى نيك منظر ، خوشا بر تو اى پسر مريم اگر از كوشندگان براى آن باشى و با پدرانت آدم و ابراهيم در فردوسها و نعمتها به سر برى و از آن جا به جا نشوى و نقل مكان نيابى كه من با پرهيزگاران چنين كنم .
( 9 ) اى عيسى ، همراه هر كه از دوزخ پر شراره و پر از غل و شكنجه مىگريزد به دامان رحمت من گريز كه هرگز شادمانى به دوزخ راه نيابد و هيچ غمى از آن بيرون نيايد ، بسان پردههاى شب تارى تيره و ظلمانى است ، هر كه از آن نجات يابد كامياب شود ، آن سراى زورگويان و ستمكاران گردنكش و هر سنگدل دژخويى باشد .
هامش
( 5 ) كنايه از نگهداشتن مال حرام و خوددارى از پرداختن آن به صاحبان و شايستگان آن است .
( 6 ) شايد مراد از « بتها » درهم و دينارهايى باشد كه بنى اسرائيل به گردآورى و اندوختن آن همّت گماشته بودند .