خود چنين مرقوم داشت : هيچ يك از پدرانم به گونهاى كه من گرفتار ترديد اين گروه ( شيعه ) شدم ، گرفتار نشد . اگر اين كار ( يعنى امامت ) كه شما به آن معتقد و متديّنيد موقّت مىبود و منقطع مىشد ، جاى ترديد داشت ولى اگر كارى است پيوسته و تا امور الهى استمرار دارد باقى است ، پس معنى اين ترديد ( شما ) چيست ؟ ( 1 ) و فرمود عليه السّلام : دوستى نيكان براى نيكان ثواب است و دوستى بدان براى نيكان فضيلت براى نيكان است و دشمنى بدان با نيكان زينت براى نيكان و دشمنى نيكان با بدان مايه رسوايى بدان است .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : سلام گفتن بر هر كه بر تو بگذرد و نشستن در محلى جز صدر مجلس ، از فروتنى است .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : خندهء بى جا از نادانى است .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : از بلاهاى كمرشكن همسايهاى است كه چون نيكى بيند نهانش دارد و چون بدى بيند فاشش سازد .
( 5 ) ( امام ) عليه السّلام به شيعيانش فرمود : شما را به پرهيزگارى خدا و پارسايى در دين خود و كوشش براى خدا و راستى گفتار و پرداخت امانت به كسى كه امانتى به شما سپرده ، از نكوكار و تبهكار ، و طول سجده و خوش همسايگى كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله به اين روش آمده ، سفارش مىكنم . ( 6 ) در عشيرههايشان « 15 » نماز بخوانيد و بر جنازههايشان حاضر شويد و از بيمارانشان بيمار پرسى كنيد و حقوقشان را بپردازيد ، زيرا در بارهء هر يك از شما ، در صورتى كه در دينش پارسا و در گفتارش راستگو بود و امانت را پرداخت و با مردم نيكخويى كرد ، بگويند : اين يك شيعه است ، من از آن شاد مىشوم . از خدا بپرهيزيد و ( موجب ) آراستگى ( و آبرومندى ما ) باشيد نه مايهء زشتى ( و بد نامى ) ، هر گونه دوستى را براى ما جلب كنيد و هر زشت پندارى ( مردم ) را از ما دور سازيد ، زيرا هر خوبى كه در حقّ ما گفته شود شايستهء آنيم و هر بدى كه در حقّ ما گفته شود نه چنانيم .
ما را در كتاب خدا حقّى است و با پيامبر خدا خويشاونديم و خداوند ما را پاك شمرده و هيچ كس ديگر مدّعى اين مقام نيست مگر دروغگو . ( 7 ) بسيار ياد خدا و ياد مرگ كنيد و بسيار قرآن بخوانيد و صلوات بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرستيد زيرا صلوات بر پيامبر خدا ده حسنه باشد . آنچه را به شما سفارش كردم حفظ كنيد ، شما را به خدا مىسپارم و به شما درود مىگويم .
( 8 ) و فرمود عليه السّلام : عبادت به بسيارى روزه و نماز نيست ، همانا عبادت انديشيدن بسيار در امر خداست .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : بدترين بنده آن است كه دوروى و دو زبان باشد ، در حضور برادرش او را
هامش
( 15 ) ضمير جمع غايب « شان » به مخالفان ( بالاخصّ ) يا به طور مطلق به تمام مردم بر مىگردد .