سرگردان ( و بىهدف ) بوديد كه هيچ يك از واجبات را نمىدانستيد . آيا به شهرى « 7 » جز از دروازهء آن درآيند ؟ پس چون خداوند با تعيين اولياء پس از پيامبرتان بر شما منّت نهاد در كتاب خويش فرمود :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
- امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم . » « 8 » ( خداوند ) حقوقى براى اولياء خود بر شما واجب كرد و شما را به اداى آن مأمور فرمود تا آنچه از زنان و اموال و خوردنيها و نوشيدنهاى خود داريد ، بر شما حلال باشد . خداوند ( به پيامبرش ) فرمود :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
- بگو براى آن كار از شما مزدى نمىطلبم ، مگر دوستدارى در حق نزديكان ( اهل بيتم ) » « 9 » و بدانيد كه هر كه ( در اين دوستدارى اهل بيت اطهار ) بخل ورزد ، بر خود دريغ داشته و ( بدانيد ) خداوند بىنياز است و شماييد كه نيازمندان درگاه اوييد ( كه ) خدايى جز او نيست . به راستى ، گفتار در آنچه به سود شماست و آنچه بر شما واجب است به درازا كشيد .
( 1 ) اگر خداوند دوست نمىداشت ( و مشيّت نمىفرمود ) كه نعمت الهى را بر شما تمام كند ، از من خطّى نمىديديد و حرفى نمىشنيديد و شما پس از رحلت امام پيشين عليه السّلام و پس از آنكه ابراهيم بن عبدة « 10 » را بر شما ( به نمايندگى ) گماشتم و نامهاى كه محمد بن موسى نيشابورى از سوى من براى شما آورد ( هنوز ) از آنچه بازگشت و معادتان « 11 » بدان است بيخبريد . و ( بايد ) در هر حال از خدا مدد خواسته شود . مبادا در بارهء خدا كوتاهى كنيد كه از زيان ديدگان باشيد . دور و نابود باد كسى كه از طاعت خدا روى تافته و اندرزهاى اولياء او را نپذيرفته . همانا خداوند شما را به فرمانبردارى از خود و پيامبر خود و اولى الامر فرمان داده است ، خدا بر ناتوانى و بيخبرى شما رحمت آرد و بر كار خود « 12 » شكيبايتان فرمايد . چه قدر انسان بر پروردگار كريم خود مغرور است ! اگر سنگهاى سخت پارهاى از آنچه را در اين نامه آمده است بفهمند از نگرانى و ترس از بيم خدا از هم فرو پاشند و به فرمانبردارى خدا بازآيند ، هر كار كه خواهيد بكنيد :
فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ [ وَ سَتُرَدُّونَ ] إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
- به زودى خداوند كردار شما را ببيند هم رسول او و مؤمنان آن را ببينند ، آنگاه به سوى خدايى كه داناى عوالم غيب
هامش
( 7 ) در پارهاى نسخهها به جاى « مدينة » ، [ قرية ] آمده است . ( اشاره به حديث نبوى است كه فرمود : من شهر دانشم و على در آن است . - م .
( 8 ) المائدة ، 3
( 9 ) الشورى ، 23
( 10 ) ابراهيم بن عبدة و محمد بن موسى نيشابورى از اصحاب حضرت هادى و عسكرى عليهما السّلام بودند و كشى رحمه الله ، پارهاى از نامههايى را كه براى اين دو تن توقيع شده روايت كرده است .
( 11 ) در پارهاى نسخهها به جاى « معادكم » ، [ معاذكم - پناهگاهتان ] آمده ( و شايد مناسبتر باشد . - م . )
( 12 ) ظاهرا مراد از « امر - كار » در اينجا امر و عقيدهء تشيّع است . - م .