و شهود است باز خواهيد گشت تا شما را ( عملا از جزاى ) آنچه مىكرديد آگاه كند » « 13 » و الحمد للَّه ربّ العالمين و صلّى اللَّه على محمد و آله اجمعين ( سپاس خاصّ خداى را كه پروردگار جهانيان است و درود بر محمد و تمام خاندان او ) ،
( 1 )
كوتهسخنانى كه از آن حضرت عليه السّلام در اين معانى رسيده است :
( 2 ) فرمود عليه السّلام : جدال مكن كه آبرويت برود و شوخى مكن كه بر تو گستاخ شوند .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه به پايين نشينى در مجلس خرسند باشد خدا و فرشتگان همچنان بر او رحمت فرستند تا برخيزد ، ( 4 ) ( امام ) عليه السّلام به كسى كه نشانهاى ( بر امامت ) از او خواسته بود مرقوم فرمود : هر كه نشانى يا برهانى خواهد و آنچه خواسته به دو داده شود و سپس از كسى كه نشانه را از او خواسته بود ( يعنى از امام ) برگردد ، دو چندان عذاب شود . و هر كه شكيبا ( و باوفا ) بماند از سوى خدا تأييد شود . مردم چنين سرشته شدهاند كه نامههايى جعل و منتشر كنند . از خدا هدايت به راه حقّ را خواهانيم ( كه بر سر دوراههء ) تسليم ( به حقّ ) يا هلاك قرار گرفتهايم و سرانجام كارها با خداست .
( 5 ) امام عليه السّلام به يكى از پيروانش كه اختلاف شيعيان را با يك ديگر به وى گزارش داده بود نوشت : به راستى ، خداوند با خردمند گفتگو كرده ( و مخاطب او عاقلانند ) . مردم در بارهء من بر سه طبقهاند . يكى بينا به راه رستگارى و چنگ در زده به حق و آويخته به شاخسارى از بن ، بىشكّ و ترديد ، كه جز من پناهى نجويد ؛ و طبقهاى كه حقّ را از شايستگانش به دست نياوردهاند و چون دريانوردانى هستند كه با موج دريا به جنبش درآيند و با سكونش بيارامند ؛ و طبقهء ديگر كه شيطان بر ايشان چيره شده و كارشان ردّ بر اهل حقّ و دفع حقّ به وسيله باطل ، از روى حسدى است كه در دل خود دارند . پس آن را كه به چپ و راست مىرود واگذار زيرا اگر چوپان بخواهد گلهء خود را گرد آورد با كمترين كوششى گرد آرد « 14 » . از افشاى اسرار و رياستجويى بپرهيز زيرا اين دو به هلاكت كشانند .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : از گناهانى كه آمرزيده نشود يكى اين است كه ( چون گنهكار را گويند گناه مكن ، بگويد ) : كاش بجز بر اين گناه بازخواست نشوم . سپس حضرتش عليه السّلام فرمود :
شركآورى در ميانهء مردم از جنبش مور بر پلاس سياه در شب تار پنهانتر است .
( 7 ) و فرمود عليه السّلام : ( عبارت ) بسم اللَّه الرّحمن الرحيم به اسم اعظم خدا نزديكتر از سياهى چشم به سفيدى آن است .
( 8 ) چون شيعيان در امر ( امامت ) او اختلاف كردند ( حضرتش ) عليه السّلام در يكى از دستخطهاى
هامش
( 13 ) مفهوم به گونهاى كه در متن آمده ، از آيه 105 سورهء توبه گرفته شده است .
( 14 ) مراد اينكه اگر خداوند قصد هدايت آن سرگردانان را داشته باشد ارشاد آنها براى او آسان است . - م .