تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
بهتر است از آنچه گرد مىآورند » « 31 » ( 1 ) از آنجا كه خداوند مؤمنان را بدين سخن خود ادب فرموده كه :
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ
- هيچ مرد و زن مؤمن را نسزد كه چون خداوند و پيامبرش امرى را مقرّر دارند ، آنان را در كارشان اختيار ( و چون و چرايى ) باشد » « 32 » پس اختيار به دلخواه خودشان را به آنان واننهاده و از ايشان جز پيروى از فرمان خويش و پرهيز از نهى خود را ، به دست كسى كه او را برگزيده ، نپذيرفته است . پس هر كه از او فرمان برد ره يافته و هر كه نافرمانى كند گمراه و سركش گشته و به سبب توانايى كه ( خداوند ) براى پيروى از امر و دورى جستن از نهى خود به وى داده حجتش بر او تمام است و از اين روست كه او را از پاداش خويش محروم مىسازد و به كيفرش مىرساند . ( 2 ) اين عقيدهء بين ، بين نه جبر است و نه تفويض ، ( كه ) امير مؤمنان صلوات اللَّه عليه از آن خبر داده است ، و هنگامى كه عباية بن ربعى اسدى « 33 » از او در بارهء ( استطاعت و ) توانى كه ( آدمى ) بدان برخيزد و بنشيند و كار كند ، پرسيد امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : تو از آن توان ( و استطاعتى ) پرسيدى كه آن را در برابر خدا دارى ، يا همراه با خدا ؟ عباية خاموش ماند ، آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : اى عباية بگو ، عرض كرد چه بگويم ؟ امام عليه السّلام فرمود : اگر بگويى تو آن ( توان ) را همراه خدا دارى تو را مىكشم و اگر بگويى آن را در برابر خدا دارى ( باز هم ) تو را مىكشم . عباية گفت : اى امير مؤمنان پس چه بگويم ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : ( بايد ) بگويى كه تو داراى آن توان هستى به وسيلهء خدايى كه آن را در برابر تو داراست و اگر آن را به تو بدهد از بخشش اوست و اگر از تو بازش ستاند براى آزمايش او از توست . اوست مالك واقعى آنچه به تو داده است و تواناى ( مطلق ) بر آنچه تو را بدان توانا كرده است . آيا نشنيده‌اى كه مردم هنگامى كه گويند : لا حول و لا قوة الّا باللَّه ( جنبش و توانى نيست جز به خدا ) ، درخواست جنبش و توان ( و نيرو و استطاعت ) كنند ؟ عباية گفت : اى امير مؤمنان ، تفسيرش چيست ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : يعنى جنبشى در گريز از نافرمانيهاى از خدا نيست مگر به نگهدارى خدا و نيرو و توانى براى فرمانبردارى از خدا نيست مگر به يارى خدا . ( راوى ) گويد : عباية برجست و بر دست و پاى آن حضرت بوسه نهاد . ( 3 ) از امير مؤمنان عليه السّلام روايت شده است كه چون نجدة نزد آن حضرت آمد و از شناخت خدا پرسيد ، عرض كرد : اى امير مؤمنان ، پروردگارت را به چه شناختى ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : به تميز و تشخيصى كه به من داده و به خردى كه مرا رهنمون گشته . نجده عرض كرد : آيا تو بر اين معرفت و شناخت سرشته‌شده‌اى ؟ ( و معرفت تو فطرى است ؟ ) . فرمود : اگر سرشته شده بودم براى نكوكارى ستوده و براى تبهكارى ناستوده نبودم ، و نكوكار از تبهكار به سرزنش سزاوارتر مىبود ، پس دانستم كه خداوند پايندهء ماندگار است و آنچه جز اوست پديدهء
هامش
( 31 ) الزخرف ، 32 ( 32 ) الاحزاب ، 36 ( 33 ) شرح حال عباية بن ربعى و حديث او پيشتر ( در صفحه 210 همين كتاب ) آمده است .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 484 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى