تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
كنيد و از فرمان او سر نپيچيد كه شما سخنان حق و آيات خدا را از او مىشنويد » « 25 » ( 1 ) پس هر كه پندارد كه خداوند تعالى امر و نهيش را به بندگان خود وانهاده است ناتوانى او را ثابت شمرده و او را ملزم پنداشته است كه هر چه از خوب و بد بكنند ، بپذيرد و امر و نهى و وعده و تهديد او را باطل انگاشته زيرا پنداشته است كه خدا همه را به بنده وانهاده چون كسى كه ( كارش ) به خودش واگذارده شده به ارادهء خود كار مىكند ، و اگر كفر يا ايمان را خواست ، ايراد و منعى بر او نيست . پس كسى كه معتقد به تفويض ، به اين مفهوم ، است آنچه را از وعده و تهديد و امر و نهى خدا ياد كرديم ابطال كرده و مشمول اين آيه است كه :
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
- آيا به بخشى از كتاب ( در باب باز خريد اسيران ) ايمان مىآوريد ، به بخشى ديگر ( در باب تحريم كشتار ) ايمان نمىآوريد ؟ كيفر كسى كه چنين كند چيست جز خفّت و خوارى در زندگانى دنيا و در روز قيامت ايشان را به سخت‌ترين عذابها باز برند و خدا از آنچه مىكنيد غافل نيست . » « 26 » ( 2 ) ولى ما مىگوييم : به راستى ، خداى عزّ و جلّ آفريدگان را به نيروى خود بيافريد و توان پرستش خود را به قدرت خويش به آنان داد ، و بدان چه اراده فرمود امر و نهيشان كرد « 27 » و پيروى فرمانش را از ايشان پذيرفت و از ايشان به همان خرسند شد . و از نافرمانى بازشان داشت و هر كس را كه از او نافرمانى كند نكوهيد ( و فرمود ) كيفرشان مىدهد ، و خداوند در امر و نهى مختار است ، هر چه را خواهد اختيار كند و بدان فرمان دهد و هر چه را نپسندد و نهى كند و بر آن كيفر دهد ، به سبب توانى كه به بندگانش براى فرمانبردارى از خود و اجتناب از نافرمانيهايش داده است ، چه او را عدل و انصاف و حكمت رسا و آشكار ، و حجّتش با بخشايش و بيم دادن كامل و تمام است . اختيار با اوست هر كه از بندگانش را بخواهد براى رساندن پيام و حجّت آوردن بر ( ديگر ) بندگانش برگزيند ، محمد صلّى اللَّه عليه و آله را برگزيد و به پيامبرى خود بر آفريدگانش فرستاد ، و از كافران قوم او ، گوينده‌اى از روى حسد و بزرگ نمايى گفت :
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
- چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از دو آبادى ( مكّه و طائف ) فرو نيامد ؟ » « 28 » و مراد از اين ( دو مرد ) اميّة بن ابى الصّلت « 29 »
هامش
( 25 ) مضمون از آيه 20 سورهء انفال گرفته شده است نه عين الفاظ . ( 26 ) البقرة ، 85 ( 27 ) در الاحتجاج اضافه دارد [ و ملّكهم استطاعة ما تعبّدهم به من الامر و النهى - و توان آنچه را به امر و نهى خود بدان وادارشان كرد بديشان داد . . . ] ( 28 ) الزّخرف ، 31 - طبرسى در تفسير خود گويد : « مراد از آبادى « مكّه و طائف » و تقدير آيه از ( مردى بزرگ از دو آبادى ) يعنى ( از يكى از دو آبادى ) و مضاف آن حذف شده است » . ( 29 ) در الاحتجاج نيز چنين است ولى ظاهرا مراد از « مرد بزرگى از يكى از دو آبادى » كسى چون وليد بن مغيرة از مكّه و ابى مسعود ثقفى از طائف است چنان كه در تفسير آمده ، پس اميّة بن ابى صلت و ابو مسعود ثقفى از دو آبادى نيستند زيرا هر دو از مردم طائف بودند و هر يك از آنان دو نمونه‌اى براى « مرد بزرگى كه از يكى از دو آبادى ، يعنى طائف