با مالك خود مخالفت ورزيده و قصدش اجراى ارادهء خودش بوده و از هواى نفس خويش پيروى كرده است ، و چون بازگشته و مالكش ديده آنچه آورده است خلاف چيزى است كه به او دستور داده و به وى گفته است : چرا چيزى غير از آنچه به تو فرمودم آوردى ؟ و بنده گفته است : من به اين كه تو كار را به خودم وانهادى اعتماد كردم و از دلخواه و ارادهء خويش پيروى نمودم زيرا بر كسى كه ( كار ) به دو واگذار شده چيزى منع نشده است . پس تفويض محال است .
( 1 ) آيا بدين سبب لازم نمىآيد كه : يا مالك اين بنده مىتواند بندهاش را به پيروى از امر و نهى خود به ارادهء خويش ، و نه به ارادهء بنده ، وادار و به اندازهاى كه به او امر و نهى مىكند توانش دهد ، و چون فرمانى به او فرمود يا از چيزى نهيش كرد پاداش و كيفر آن را هم به او بفهماند و او را ( از مخالفت خود ) بر حذر دارد و با توصيف پاداش و كيفرش او را به ( فرمانبردارى ) تشويق كند تا آن بنده قدرت مالكش را كه توان ( اطاعت ) « 20 » از امر و نهى و تشويق و توبيخ خود را به او داده بشناسد ، و عدل و انصاف مالك شامل حال او شود و حجّتش بر او روشن گردد كه ( موارد ) بخشايش و بيم را با او تمام كرده ، پس اگر بنده از فرمان مالكش پيروى كند پاداشش دهد و اگر از نهيش سر باز زند كيفرش دهد ؟ يا اينكه ( آن مالك ) عاجز و ناتوان است و كار ( بنده ) را خواه خوب كند يا بد كند ، و خواه فرمان برد يا نافرمانى كند ، به خودش وانهاده ؛ از كيفر دادن به او عاجز است و نمىتواند وى را به پيروى از فرمان خود وادارد ؟ . اثبات ناتوانى مستلزم نفى قدرت و خداوندى و ابطال امر و نهى و پاداش و كيفر ، و مخالف با قرآن است كه مىفرمايد :
وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ
- ( خداوند ) كفران را بر بندگانش نمىپسندد ، و اگر سپاس بگزاريد آن را بر شما مىپسندد . » « 21 » و فرمودهء ( خداى ) عزّ و جلّ كه :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
- از خداوند چنان كه سزاوار پرواى اوست ، پروا كنيد و جز در مسلمانى نميريد » « 22 » و فرمودهء او كه :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ
- و جن و انس را جز براى آنكه مرا بپرستند ، نيافريدهام از آنان رزقى نخواستهام و نخواستهام كه به من خوراك دهند » « 23 » و فرمودهء او كه :
اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً
- خدا را بپرستيد و هيچ چيزى را شريك وى نگيريد . . . » « 24 » و فرمودهء او كه : و
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ
- از خدا و از رسول اطاعت
هامش
( 20 ) در متن « بما ملّكه من الطّاقة لامره . . . » و در پارهاى نسخهها ، [ . . . من الطّاعة - توان فرمانبرداريش را ] آمده است .
( 21 ) الزّمر ، 7
( 22 ) آل عمران ، 102
( 23 ) الذّاريات ، 56 و 57
( 24 ) النساء ، 36