أَنْزَلَ [ اللَّهُ ]
« 29 »
عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً
- . . .
و خداوند بر تو كتاب و حكمت نازل كرد ( به وحى خويش ) به تو چيزى را كه نمىدانستى آموخت و لطف الهى بر تو بسيار است » « 30 » و در بارهء امامان كه از اهل بيت و خانواده و فرزندان اويند فرمود :
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
- الى قوله - سعيرا - يا مگر به خاطر آنچه خداوند از لطف خويش ( به بعضى از ) مردمان بخشيده به آنان رشك مىبرند ؟ - تا آنجا كه فرمايد - . . .
دوزخ » « 31 » ( 1 ) و به راستى چون خداوند بندهاى را براى سرپرستى امور بندگانش برگزيند سينهء او را براى اين كار گشاده كند و سرچشمههاى حكمت و دانش را در دلش سپارد و بر زبانش گويايى نهد « 32 » كه پس از آن از پاسخگويى ( به هيچ مسألهاى ) در نماند و جز درست نگويد . « 33 » پس چنين كسى موفّق و استوار شده و تأييد گشته است ، و از خطا و لغزشها در امان باشد . خدايش بدين كار ويژگى داده تا حجّت او برآفريدگانش و گواه او بر بندگانش باشد . « 34 » آيا آنان به چنين كارى يارا دارند تا بتوانند امام را خود انتخاب كنند و انتخابشدهء آنان به اين صفت باشد ؟ « 35 »
هامش
( 29 ) در الكافى و العيون به جاى « و انزل عليك » ، [ و انزل اللَّه عليك ] آمده است .
( 30 ) النساء ، 113
( 31 ) النساء ، 54 و 55 - بقيّه آيه شريفه اين است :. . . مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً- . . . پس به خاندان ابراهيم كتاب آسمانى نبوّت دادهايم و به آنان فرمانروايى بزرگى بخشيدهايم آنگاه برخى از آنان به آن ايمان آوردند ، و دستهاى از ايشان از آن اعراض كردند و آتش افروختهء دوزخ كيفر اينان بس است » ( در بيان اهمّيت استدلالى اين آيه بايد توجّه داشت كه اين سوّمين بارى است كه امام عليه السّلام در اين گفتار خود بدان استناد فرموده است . - م . )
( 32 ) در الكافى و العيون اضافه دارد ، [ و الهمه العلم الهاما - و دانش را به نيكى به او الهام كند ]
( 33 ) در الكافى و العيون اضافه دارد ، [ و لا يحير عن الصّواب فهو معصوم ، مؤيّد ، موفّق - و از جاده صواب سرگردان نشود كه او معصوم و مؤيّد و موفّق است ]
( 34 ) در الكافى و العيون اضافه دارد ، [ و ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و اللَّه ذو الفضل العظيم - و اين فضل خداست ، به هر كه خواهد دهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است ]
( 35 ) در الكافى و العيون اضافه دارد ، [ فيقدّموه ، تعدّوا و بيت اللَّه الحقّ و نبذوا كتاب اللَّه وراء ظهورهم كأنّهم لا يعلمون و في كتاب الله الهدى و الشّفاء فنبذوه و اتّبعوا اهواءهم فذمّهم اللَّه و مقتّهم و انفسهم فقال جلّ و تعالى :وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ( القصص 28 ) و قال :فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ( محمد ، 8 ) و قال :كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ( المؤمن ، الغافر ، 35 ) - . . . كه او را مقدّم دارند ، سوگند به حقّ خانهء خدا كه تجاوز كردند و كتاب خدا را ناديده انگاشتند و پشت سر افكندند چنان كه گويى نمىدانند ، در صورتى كه در قرآن هدايت و شفاى ( جان ) است ولى از آن دست كشيدند و از هواى نفس خود پيروى كردند ، پس خداوند ايشان را نكوهش كرد و زشت شمرد و بيچاره كرد ، پس خداى جلّ و تعالى فرمايد : « كيست گمراهتر از آن كسى كه راه هدايت خدا را رها كرده و از هواى نفس خود پيروى كند ، البته خدا قوم ستمكار را هرگز هدايت نخواهد كرد . » و فرمود : « پس نابودى و بيچارگى براى آنان است و خدا اعمالشان را ضايع و باطل سازد » و فرمود : « اين كار نزد خدا و آنان كه ايمان آوردند سخت زشت است و اهل ايمان را به خشم آرد ( بلى ) اين گونه خدا بر دل هر متكبّر ستمكارى مهر مىزند » ]