تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
و بليغان بىزبان و دانشوران درمانده‌اند ، از اين رو به ناتوانى و كوتاهى از وصف جزئى از آن معترفند پس چگونه به وصف كلّى و تمام گفت او رسند يا چگونگى او را به توصيف آرند « 21 » يا آيا كسى باشد كه جاى او را بگيرد و يا به چنان توانگرى كه او راست نياز نيازمندان را برآرد ؟ از كجا ( ديگرى به مقام امام دست يابد ) كه او به منزلهء اخترى از دسترس دست‌يازان و توصيف واصفان به دور است ، « 22 » آيا پندارند كه « او » جز در خاندان پيامبر خدا ، كه درود خدا بر او و ايشان باد ، يافت شود ؟ به خدا سوگند كه وجدانهاى خودشان آنان را دروغزن شمارد ( و اگر به وجدان خود مراجعه كنند مىبينند كه دروغ مىگويند ) ، سوداهاى باطلى به سرشان زده كه بر پلّكان بلند دشوارى بالا رفته و به جايگاه لغزنده‌اى پا نهاده‌اند كه آنان را به پرتگاه ژرفى درافكند زيرا مىخواهند به آراء خويش ، خودسرانه امامى براى خود بتراشند . « 23 » چگونه مىتوانند به اختيار خود امامى برگزينند ؟ ( با اينكه ) امام دانايى
هامش
( 21 ) در الكافى و العيون به جاى « فكيف يوصف بكلّيته او ينعت بكيفيّته او يوجد من يقوم مقامه » آمده است [ و كيف يوصف بكلّه او ينعت بكنهه او يفهم شىء من امره - و چگونه به تماميش وصف شود و به كنهش تعريف گردد يا چيزى از امرش ( كار امامت امام راستين ) دانسته شود ؟ ] ( 22 ) در الكافى و العيون به جاى « و انّى و هو بحيث النجم عن ايدى المتناولين » آمده است ، [ . . . لا ، و كيف و انّى و هو بحيث النجم عن يد المتناولين . . - . . . نه ، چگونه توانند ؟ از كجا به او رسند كه او به منزلهء ستاره از دست دست‌يازان به دور است ] ( 23 ) در الكافى و العيون به اضافه آمده است : [ راموا اقامة الامام ، بعقول حائرة ، ناقصة و آراء مضلّة فلم يزدادوا منه الّا بعد قاتلهم اللَّه انّى يؤفكون و لقد راموا صعبا و قالوا افكا و ضلّوا ضلالا بعيدا و وقعوا في الحيرة اذ تركوا الامام عن بصيرة و زيّن لهم الشيطان اعمالهم فصدّهم عن السبيل و كانوا مستبصرين . رغبوا عن اختيار اللَّه و اختيار رسول اللَّه و اهل بيته الى اختيارهم و القرآن يناديهم :وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَو قال [ اللَّه ] عزّ و جلّ :وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ . . .الآية » . و قال :ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ؟ أَمْ لَكُمْ كِتابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ ؟ إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ ؟ أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ؟ إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ ؟ سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ . أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ ؟ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَقال تعالى :أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُهاامطَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ *فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ *امقالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَإِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَامقالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنابل هو فضل اللَّه يؤتيه من يشاء و الله ذو الفضل العظيم - خواستند با خردهاى حيران و ويران و ناقص و آراء گمراه خود امام بسازند و جز دور شدن از خداوند چيزى نفزودند . خداوند بكشد ايشان را كه دروغ مىگويند و قصدى ناهموار و آهنگى دشوار كردند و ناروايى گفتند و بسيار گمراه و بيراه رفتند و به سرگردانى افتادند ، آنگاه كه امام ( واقعى ) را از چشم خود دور داشتند و شيطان اعمال ايشان را در ديدهء خودشان بياراست و با آنكه چشمشان باز بود از راه منحرف شدند . از گزينش خدا و گزينش پيامبر خدا و اهل بيت او سرباز زدند و به گزينش خود پرداختند در حالى كه قرآن بديشان بانگ مىزد : « و پروردگارت آنچه بخواهد مىآفريند و بر مىگزيند ؛ اختيارى براى آنان نيست ؛ خداوند پاك و فراتر از شركى است كه مىورزند . . . » ( القصص ، 68 ) و [ خداوند ] عزّ و جلّ فرمود : « هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خداوند و پيامبرش امرى را مقرّر دارند ، آنان را در كارشان اختيار ( و چون و چرايى ) باشد . . . » ( الاحزاب ، 36 ) و فرمود : « شما را چه مىشود چگونه داورى مىكنيد ؟ يا مگر كتابى داريد كه در آنها مطالعه مىكنيد ؟ كه در آن براى شما هر چه آرزو كنيد هست ؟ يا شما را پيمانهايى است با ما كه حكم آن تا قيامت باقى باشد كه هر چه حكم كنيد براى شما بهتر باشند ؟ از آنان بپرس كه كدام يك از آنان ضامن اين امر است يا شريكانى دارند ؟ پس اگر راست مىگويند شريكانشان را به ميان آورند » ( القلم ، 36 تا 41 ) و خداى تعالى فرمود : « آيا در آيات قرآن تفكر نمىكنند يا بر دلهاشان قفلهاى ( جهل و نفاق ) زده‌اند » ( محمد ، 24 ) يا خداوند بر دلهاشان مهر نهاده كه نمىفهمند ، يا « گفتند : ما ( سخن خدا و رسول را ) شنيديم و به حقيقت نشنيدند بدترين جنبندگان از نظر خداوند ، ناشنوايان گنگ ( از شنيدن حق ) هستند كه در نمىيابند اگر خداوند خيرى در آنان سراغ داشت به آنان گوش شنوا مىداد ، و اگر به آنان گوش شنوا هم داده بود ، باز پشت مىكردند و رويگردان مىشدند . » ( انفال ، 21 و 22 و 23 ) يا « . . . گفتند : شنيديم ولى سرپيچى خواهيم كرد » ( البقرة ، 93 ) اين بخشش الهى است كه به هر كس خواهد ارزانيش دارد ؛ و خداوند داراى بخشش و بخشايش بيكران است » [ ( الجمعه ، 4 و الحديد ، 57 ) ]
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 453 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى