در حضر ، تلاوت قرآن است و حضور در مساجد و همنشينى با نيكان و مطالعه در فقه و دينشناسى .
امّا مروّت و مردانگى در سفر ، بخشش از توشه و شوخى و خوش طبعى در آن مواردى كه خدا را به خشم نيارد ( براى رفع اندوه و خستگى همسفران ) و كم مخالفت كردن با آن كه همسفر توست و ترك داستانسرايى بر ضدّ ايشان پس از آنكه از آنان جدا شدى .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : بدان كه اگر ضارب على عليه السّلام و قاتل او به من امانتى سپارد يا از من اندرزى خواهد يا با من مشورتى كند و من اين درخواست را از او بپذيرم ( شرط ) امانت را به او ادا كنم . « 60 » ( 2 ) سفيان گفت : به ابى عبد الله عليه السّلام عرض كردم : آيا رواست كه كسى كه خود را به پاكى بستايد ؟ فرمود : آرى ، اگر ناگزير شود ، آيا گفتهء يوسف را نشنيدى كه ( گفت ) :
اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ
- مرا بر خزائن اين سرزمين بگمار ، كه من نگهبانى كاردانم « 61 » . و گفتهء آن بندهء صالح را كه ( گفت ) :
أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ
- من براى شما ناصحى امينم » « 62 » ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : خداوند به داود عليه السّلام وحى فرمود : اى داود ، تو خواهى و من خواهم .
پس اگر به آنچه من خواهم اكتفا كنى هر چه تو خواهى به قدر كفايتت دهم و اگر نخواهى جز آنچه خودت خواهى ، تو را در ( بدست آوردن ) آنچه خواهى به رنج افكنم و ( نتيجه ) همان باشد كه من خواهم . « 63 » ( 4 ) محمد بن قيس « 64 » گفت : از ابى عبد اللَّه عليه السّلام در بارهء دو گروه از اهل باطل كه با يك ديگر در پيكارند پرسيدم كه آيا به آنان اسلحه بفروشم ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : اسلحهء دفاعى چون زره و خفتان و كلاهخود و مانند آن به فروش .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : چهار ( كارند ) كه در چهار ( مورد ) پاداش آفرين نباشند : خيانت و اختلاس ( از غنيمت مسلمانان ) و دزدى و ربا كه نه در حج و نه در عمره و نه در جهاد و نه در زكات پاداش بخش نباشند « 65 »
هامش
( 60 ) امام محمد باقر عليه السّلام نيز در مورد لزوم ردّ امانت چنين بيانى دارند . ر ك : ص 306 همين كتاب .
( 61 ) يوسف ، 55
( 62 ) الاعراف ، 68
( 63 )« گر زمين را به آسمان دوزى * ندهندت زياده از روزى »پس چه بهتر آنكه جز خواست من نخواهى . - م .
( 64 ) محمد بن قيس ، نام دو تن از اصحاب امام صادق عليه السّلام است . يكى محمد بن قيس بجلى از ثقات و صاحب كتاب قضايا امير المؤمنين عليه السّلام ، و ديگرى محمد بن قيس اسدى از فقهاى امام باقر و صادق عليهما السّلام و از برجستگان طايفهء ( شيعه ) كه علم به حلال و حرام و فتاوى و احكام از ايشان تحصيل مىشد و آنان اصحاب اصول مدوّن و تصنيفات مشهورند . و نيز محمد بن قيس ، ابى نصر اسدى كوفى ، شخصيّتى از معاريف عرب در كوفه كه از خواصّ عمر بن عبد العزيز و سپس يزيد بن عبد الملك بود و يكى از اين دو او را براى مبادلهء اسيران جنگى به روم فرستاد و او را نيز كتابى است .
( 65 ) ( مراد آنكه حج و عمره و جهاد و زكاتى را كه با مال حاصل از خيانت و اختلاس و دزدى و ربا انجام شود ثوابى نباشد . - م .