تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
( 1 ) امّا نشانهء بى خبر چهار است : كورى ( دل ) ، اشتباه ، سرگرمى ( به باطل ) ، و فراموشى . ( 2 ) و امّا نشانهء تنبل چهار است : چنان سستى كند كه به كوتاهى انجامد و كوتاهى كند چندان كه تباه سازد و تباه سازد تا آنجا كه تنگدل شود ، و تنگدلى كند چندان كه گناه ورزد . ( 3 ) امّا نشانهء دروغزن چهار است اگر سخنى گويد ، راست نگويد و اگر سخنى شنود به راست نگيرد و ( نيز ) سخن چينى ، و بهتان زدن . ( 4 ) و امّا نشانهء بيراه چهار است : سرگرمى ( به باطل ) و ياوه‌سرايى و تجاوزگرى و بهتان زنى . ( 5 ) امّا نشانهء خيانتكار « 43 » چهار است : سرپيچى از ( خداى ) رحمان و آزردن همسايگان و دشمن داشتن اقران ، و نزديكى به سركشى و طغيان . ( 6 ) شمعون گفت : مرا شفا دادى و از نابينايى بينايم ساختى ، اينك مرا روشهايى بياموز تا بدانها ره جويم . پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفت : اى شمعون تو را دشمنانى از جنّيان و آدميان « 44 » باشند كه با تو بجنگند تا دينت را از كفت بربايند . ( 7 ) امّا از آدميان گروهى باشند كه از آخرت بهره‌اى ندارند و بدان چه نزد خداست ( ثواب آن سراى ) رغبتى ننمايند و تنها همّت بر آن گماشته‌اند كه بر مردم در كارهايشان عيبجويى كنند ولى عيب خويش نگويند و از كردار خود نپرهيزند . اگر تو را شايسته كردار بينند بر تو رشك برند و گويند رياكار است و اگر تو را بد كردار بينند گويند در وى خيرى نيست . ( 8 ) امّا دشمنان تو از گونهء جن ، ابليس و لشكريان اويند . پس چون ( ابليس ) نزد تو آيد و گويد : پسرت بمرد . بگو : هر آينه هر زنده‌اى را براى مردن آفريده‌اند و اينك پاره‌اى از تن من به بهشت اندر شد و اين به راستى مرا شاد مىدارد . و چون نزدت آيد و گويد : مالت تباه شد . بگو : سپاس خداى را كه داد و گرفت و زكات را از من افكند كه ديگر زكاتى بر من نباشد . و چون نزدت آيد و ( به وسوسه ) گويد مردم به تو ستم مىكنند و تو بر ايشان ستم نمىكنى . بگو : همانا روز رستاخيز از آنان كه بر مردم ستم كنند باز خواست شود ( ولى )
ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ
- بر نيكوكاران ايرادى نيست . « 45 » و چون نزد تو آيد و گويد چه پر احسانى ! آهنگ آن دارد كه تو را خود پسند سازد ، بگو : بدكارى من از نكوكاريم افزونتر است . و چون نزدت آيد و گويد چه بسيار نماز مىگزارى ؛ بگو : غفلت من از نمازم بيشتر است . و هر گاه تو را گويد ، چه قدر به مردم ( زياده ) مىبخشى ! بگو : آنچه ستانم از آنچه دهم فزونتر است . و هر گاه تو را گويد ، چه بسيار بر تو ستم مىكنند ، بگو : آنان كه از من ستم بينند بسيارترند . و آنگاه كه نزد تو آيد و گويد چه قدر ( بر عبادت ) كردار مىكنى ، بگو : ديرى است كه نافرمانى كردم . و هر گاه نزدت آيد و گويد : مى بنوش ، بگو : من گناه نكنم . و هر گاه نزد تو آيد و گويد
هامش
( 43 ) در پاره‌اى نسخه‌ها چنان كه گذشت به جاى « خائن » كلمه « جائر - زورگو » آمده است . ( ضمنا در ترتيب پرسش و پاسخ ، اين مورد در پرسش ، بين مورد « بى خبر » و « تنبل » آمده است و شايد اين تقدّم و تأخّر از نسّاخ باشد . - م . ) ( 44 ) مراد دشمنان پيدا و ناپيداست . - م . ( 45 ) التوبة - 91
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 33 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى