نشانهء بى خبر ، و نشانهء خيانتكار « 32 » و نشانهء تنبل ، و نشانهء دروغزن ، و نشانهء بيراه « 33 » آگاه كن .
( 1 ) پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفت :
نشانهء راستى پيشه چهار است : سخن به راستى گويد و بيم و نويد خدا را به راست شمارد و به عهد خويش وفا كند ، و از فريفتن ( ديگران ) بپرهيزد .
( 2 ) امّا نشانهء گرونده « 34 » اين است كه مهر ورزد و دريابد « 35 » ، و آزرم دارد .
( 3 ) و امّا نشانهء شكيبا چهار است : شكيبايى بر ناگواريها و عزم بر انجام كارهاى نيك و فروتنى ، و بردبارى .
( 4 ) امّا نشانهء توبه كار چهار است : پاكدلى در كردار براى خدا و بدرود كردن باطل و پيوستگى با حق ، و اشتياق به خير .
( 5 ) و امّا نشانهء سپاسگزار چهار است : سپاسدارى نعمتها و بردبارى در بلا و خرسندى به قسمت خدا ، و اين كه جز خدا را نستايد و بزرگ ندارد .
( 6 ) امّا نشانهء سر سپرده چهار است : ناظر گرفتن خدا در نهان و آشكار و انجام كارهاى زيباى زيبنده و انديشه از رستاخيز ، و راز و نياز با خدا .
( 6 ) و امّا نشانه سر سپرده چهار است : ناظر گرفتن خدا در نهان و آشكار و انجام كارهاى زيباى زيبنده و انديشه از رستاخيز ، و راز و نياز با خدا .
( 7 ) و امّا نشانه نيكمرد چهار است : دلش را پاك كند ، و كردارش را سره سازد ، و كسبش را صالحانه كند ، و همه كارهايش را نيكو و آراسته گرداند .
( 8 ) امّا نشانهء پند آموز چهار است : به حق داورى كند ، و از خود به ديگران حق دهد و آنچه بر خود پسندد بر مردم روا دارد ، و بر هيچ كس تجاوز نكند .
( 9 ) و امّا نشانهء باوردار شش باشد : به راستى خدا باور دارد و به او بگرود « 36 » ، و يقين دارد كه مرگ حق است و از آن پروا كند ، و باور دارد كه رستاخيز حق است و از رسوايى بترسد ، و يقين داند كه بهشت حق است و واله آن باشد ، و باور دارد كه دوزخ حق است و براى رهايى از آن بكوشد « 37 » ، و يقين دارد كه حسابرسى حق است و حساب خود را از پيش برسد .
( 10 ) امّا نشانهء پاكدل چهار است : دلش درست و اندامهايش بىآزار است « 38 » ، و خيرش را بپراكند ،
هامش
( 32 ) در پارهاى نسخهها به جاى « الخائن » « الجائر - زورگو » آمده است .
( 33 ) الفاسق - گمراه بدكاره .
( 34 ) « المؤمن »
( 35 ) در متن « يفهم - دريابد و بفهمد » آمده و در پارهاى نسخهها « يرحم - رحم كند » ضبط شده است .
( 36 ) در پارهاى نسخههاى تازه به جاى « ايقن بالله حقا » « بأنّ الله حق » آمده است .
( 37 ) در پارهاى نسخههاى تازه به جاى « فظهر سعيه » « فطهّر سعيه - كوشش خود را پاكيزه دارد » آمده است .
( 38 ) مراد اين است كه به دست و زبان و چشم و گوش و ديگر اندامها كسى را نرنجاند مثلا به دست كسى را نزند و مالى نربايد ، به زبان دشنام نگويد و غيبت نكند ، به چشم بر حرام ننگرد و به گوش غيبت و مذمت ديگرى نشنود ، و همچنين به ديگر اندامها موجب آزار كسى نشود . - م .