( 1 ) گذشته از اين بيانى است كه قرآن در ردّ سخنان شما بدان گوياست و به صورتى واجب از جانب خداى عزيز و حكيم نهى كرده و فرمايد :
الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً
- و كسانى كه چون انفاق كنند ، اسراف نمىكنند و بخل نمىورزند و در ميان اين دو اعتدالى هست » « 9 » آيا نمىبينيد كه خداوند تبارك و تعالى آن كارى را كه شما مردم را بدان فرا مىخوانيد و نيز مسرفان را سرزنش كرده و در چند آيه از قرآن مىفرمايد : « به راستى ، ( خدا ) مسرفان را دوست ندارد » « 10 » وى مردم را از اسراف نهى كرده و از بخل نيز بازداشته است و به برقرار كردن حدّ اعتدالى ميان اين دو امر فرموده است . ( مؤمن ) نبايد تمام داراييش را بدهد و سپس از خدا درخواست روزى كند كه به اجابت نرسد . ( 2 ) به موجب حديثى كه از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله رسيده است : « دعاى دستههايى از امّتم مستجاب نشود : مردى كه بر ضدّ پدر و مادرش دعايى كند ، مردى كه بدهكارى مالش را برده و او به روى گواه نگرفته ، « 11 » مردى كه بر زنش نفرين كند در حالى كه خدا اختيار طلاقش را به دست خود او قرار داده ، و مردى كه در خانه نشيند و بگويد : پروردگارا روزى مرا عطا كن و خود در طلب روزى بيرون نرود كه خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : اى بندهء من ، آيا من با بخشيدن تندرستى در چهار ركن بدنت راه تحصيل روزى و سفر در زمين را به رويت نگشودم ؟ تو بايد بين خودمان در پيروى از فرمان من دائر بر لزوم كسب روزى معذور باشى تا سربار خانواده خود نشده باشى و من اگر خواستم به تو روزى دهم و اگر خواستم بر تو تنگ گيرم و آنگاه است كه نزد من معذورى « 12 » و مردى كه خداوند مال بسيارى نصيب او سازد و او ( تمامش ) را انفاق كند و به ( درگاه ) خدا روى آرد كه پروردگارا روزيم ده ، خداوند مىفرمايدش : آيا به تو روزى فراوانى ندادم ؟ چرا چنان كه فرمودم در مصرف كردن آن ميانهروى نكردى ؟ و چرا با آنكه تو را از زياده روى نهى كرده بودم اسراف كردى ؟
و ( بالاخره ) مردى كه در مورد قطع رحم دعا كند .
( 3 ) سپس خدا به پيامبرش صلّى اللَّه عليه و آله آموخت كه چگونه انفاق كند و اين بدان سبب بود كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله يك اوقيّة « 13 » زر داشت و خوش نداشت كه شب نزدش بماند و آن را به صدقه داد و صبح خود چيزى در بساط نداشت ، سائلى بيامد و درخواست مالى كرد و او چيزى نداشت كه به وى بدهد . سائل او را سرزنش كرد و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله كه بسيار مهربان و دلسوز بود از اينكه چيزى ندارد كه به سائل دهد سخت اندوهگين شد . پس خداوند پيامبر خود صلّى اللَّه عليه و آله
هامش
( 9 ) الفرقان ، 67
( 10 ) الانعام ، 141 و الاعراف ، 31
( 11 ) در الكافى علاوه بر « . . . و لم يشهد عليه » آمده است : [ فلم يكتب عليه و لم يشهد عليه - سندى بر او ننوشته و گواهى بر او نگرفته ]
( 12 ) در الكافى به جاى « و انت معذور عندى » ، [ و أنت غير معذور عندى - و ترا نزد من عذرى نباشد ] آمده است .
( 13 ) اوقيّة ، واحد وزن و جزئى از رطل است برابر 12 درهم ، و هموزن 3502 / 28 گرم . - م .