پياپى به شما خمس اموال رسيده و آنها را مرتبا دريافت كردهايد به طورى كه امروز ديگر شما را بدان نيازى نيست و ساير مسلمانان نيازمند و محتاجند ، شما حقّ خود را در اين مال از پيش ( به عنوان سلف ) به ما وام دهيد تا از نخستين چيزى كه در آينده براى مسلمانان برسد آن وام را به شما بپردازم . ( 1 ) من از دادن پاسخ به او خوددارى كردم زيرا بيم داشتم چون آن را به عنوان وام سلف درخواست مىكند اگر اصرار كنم همان چيزى را كه در بارهء حق بزرگتر ما ، يعنى ميراث پيامبرمان صلّى اللَّه عليه و آله كه بر سر آن به او اصرار كرديم گفته است ، در مورد خمس متعلق به ما نيز بگويد . امّا عباس به او گفت : اى عمر حق ما را ناديده مگير زيرا خداوند آن را استوارتر از حق ارثى كه بين ما مقرر داشته ، ثابت فرموده است . عمر گفت : و شما از هر كس ديگر شايستهتريد كه به مسلمانان ارفاق و مهربانى كنيد ، و مرا واسطه كرد . پس عمر آن اموال را دريافت نمود . سپس ( على عليه السّلام ) فرمود : به خدا سوگند ( ديگر ) مالى به آنها نرسيد كه ما دريافت كنيم تا آنكه ( عمر ) به خدا پيوست ( و بمرد ) و بعد از او هم ما نتوانستيم حق خود را بگيريم . ( 2 ) آنگاه على عليه السّلام افزود : به راستى خداوند صدقه ( و زكات ) را بر پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله حرام كرده و به جاى آن سهمى از خمس براى او نهاده است ، و زكات را به ويژه بر خانواده او حرام كرد نه بر قوم و تبار ايشان ( كه قريش باشند ) و از خمس سهمى براى خردسال و كهنسال و مرد و زن و درويش و حاضر و غايب آنها مقرر داشت و اين سهم را از آن رو بديشان داد كه خويشاوندان پيامبر خود هستند و اين سهام از ايشان زايل نمىشود . سپاس خداوندى را كه او را از ما و ما را از او قرار داد . پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله از خمس به هيچ كس جز ما و هم پيمانان و وابستگان ما چيزى نداد زيرا آنها نيز از مايند و از سهم خود به مردمى هم كه ميان او با ايشان حرمتى بود ، از راه كمك به تقويت روابطى كه در ميانه وجود داشت ، چيزى بخشيد .
( 3 ) اينك به درستى ، من آنچه را خداوند در بارهء مصرف اين غنيمتهاى چهارگانه روشن ساخته و آنچه را با فرمان خود در بارهء آنها وعده داده و با بيان شافى و برهان روشن بيان كرده و وحى بر آن نازل شده و پيامبر مرسل بدان عمل كرده است ، به تو آموختم . پس هر كه گفتهء خدا را تحريف كند يا پس از آنكه آن را شنيد و فهميد دگرگون سازد گناهش به گردن خود اوست و خدا در آن مورد طرف دعوى اوست . و السّلام عليك و رحمة الله و بركاته .
( 4 )
برهان آورى امام عليه السّلام بر صوفيان هنگامى كه بر او درآمدند و كوشش براى كسب روزى ( و تلاش معاش ) را نهى مىكردند .
( 5 ) سفيان ثورى نزد امام ابى عبد الله ( صادق ) عليه السّلام آمد و بر تن امام جامههايى سپيد كه ( از