را بدين فرمان ادب آموخت و فرمود :
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً
- و دستت را ( از شدّت بخل ) بر گردنت مبند ، و نيز بسيار گشادهاش مدار كه ملامت زده و حسرت زده نشينى » « 14 » ( خداوند ) مىفرمايد : به راستى ، بسا مردمى كه از تو چيزى بخواهند و عذرت را نپذيرند ، پس اگر تمام داراييت را به ديگران بخشى خود به زيان مالى دچار شوى . ( 1 ) اينها احاديث پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله هستند كه قرآن نيز آنها را تصديق دارد ( و مطابق با قرآنند ) و قرآن را نيز اهل آن كه مؤمنان باشند تصديق دارند . چون هنگام مرگ ابو بكر به او گفتند :
وصيّت كن . گفت : به يك پنجم ( مال خود ) وصيت مىكنم و يك پنجم نيز زياد باشد زيرا به راستى خداوند به يك پنجم ( خمس ) راضى شده . « 15 » پس به همان يك پنجم وصيت كرد با اينكه خداى عزّ و جلّ اختيار يك سوّم مالش را هنگام مرگ به دستش داده بود « 16 » و اگر مىدانست وصيّت به يك سوم برايش بهتر است بدان وصيت كرده بود .
( 2 ) سپس بعد از او كسى كه شما به فضل و پارساييش اعتراف داريد ، سلمان است و ( ديگرى ) ابو ذرّ ، كه خدا از آن دو خرسند باد ، سلمان چون سهم خود را مىگرفت مصرف يك سالش را تا سر رسيد سال آيندهاش بر مىداشت . به او گفتند : اى ابا عبد اللَّه ( سلمان ) تو با اين زهدى كه دارى چنين مىكنى ؟ و نمىدانى كه امروز يا فردا خواهى مرد ؟ پاسخش اين بود كه گفت : چرا شما به همان اندازهاى كه از مرگم مىترسيد به زندگيم اميد نداريد ؟ اى بيخبران آيا نمىدانيد كه نفس ، وقتى زندگانى صاحبش ، به اندازهاى كه به معاش خود تكيه كند ، تأمين نباشد با او در طاعت كاهلى كند و چون زندگانيش تأمين شد آرام گيرد ( 3 ) امّا ابو ذرّ ، كه خدا از او خرسند باد ، چند ماده شتر و چند گوسفند داشت كه شيرشان را مىدوشيد و هر گاه خانوادهاش ميل به خوردن گوشت مىكردند يا مهمانى به او مىرسيد از آنها يكى را سر مىبريد و اگر مىديد ساكنان آبشخورى كه اغنام وى در آن مىچريدند نياز شديد دارند از اشتران و گوسفندان « 17 » خود به اندازهاى كه ميل گوشتخوارى آنها را فرونشاند براى ايشان مىكشت و ميانشان قسمت مىكرد و خود سهمى به اندازهء هر يك از آنان ، و نه بيشتر از آن ، برمىداشت . از اينان زاهدتر كيست ؟ با اينكه پيامبر خدا در بارهء ( زهد ) آنان آنچه بايد گفته شود فرمود ، البته كارشان بدان جا نرسيد كه هيچ نداشته باشند و به وضعى درآيند كه شما به مردم دستور مىدهيد كه كالاها و چيزهاى خود را دور بريزند و ديگران را بر خود و نانخورهاى خود ترجيح دهند .
هامش
( 14 ) الاسرى ، 29
( 15 ) مراد اين كه خداوند تبارك و تعالى چون حق خود را از مال توانگران معيّن فرمود به خمس آن راضى شد و چهار پنجم را براى مصرف خود و خانوادهشان باقى گذاشت كه گرفتار تنگدستى و سختى در معاش نشوند . - م .
( 16 ) وصيّت در ثلث دارايى جايز است و ما زاد بر ثلث نافذ نباشد چه موجب اضرار و تضييع حقوق ورّاث است .
( 17 ) در پارهاى نسخهها به جاى « او من الشّياة » ، [ او من الشّاة - يا از گوسفند ، به صيغه مفرد ] آمده است .