تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ
- زكات فقط براى تهيدستان و بينوايان و كارگزاران آن و دلجويىشدگان و بردگان ( ى كه مىخواهند باز خريد شوند ) و وامداران و هزينه در راه خدا و در راه درماندگان است . » « 4 » ( 1 ) خداوند موارد مصرف زكات را به پيامبر خود اعلام فرموده و جز به ايشان نمىرسد . آنان را هر جا خواسته در اين طبقه‌بندى چنان كه خواسته قرار داده است و خداوند جلّ جلاله پيامبر خود و خويشان او را از ( دريافت ) صدقه‌هاى اموال مردم و پليدى آنها باز داشته است ؛ اين است راههاى ( هزينهء ) زكات . ( 2 ) امّا غنيمتها ، به راستى چون روز بدر شد پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفت : هر كس ( دشمنى را ) بكشد او را چنين و چنان است و هر كس اسيرى گيرد او را از غنايم اين گروه چنين و چنان باشد ، زيرا خداوند به من مژده داده است كه مرا بر آنان پيروز كند و سپاهشان را نعمت ( و غنيمتى ) برايم سازد . چون خداوند مشركان را شكست داد و غنيمتهاى جنگى گرد آمد يكى از انصار برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ، تو به ما فرمان پيكار با مشركان دادى و ما را بر آن برانگيختى و فرمودى : هر كس اسيرى را دستگير كند او را چنين و چنان است و هر كس ( دشمنى را ) را بكشد او را چنين و چنان رسد . به راستى ، من دو دشمن را كشتم و بر آن گواه دارم و اسيرى نيز به چنگ آوردم . پس اى پيامبر خدا آنچه را بر خويش واجب شمرده‌اى به ما بده ، آنگاه بنشست . پس از او سعد بن عبادة « 5 » برخاست و گفت : اى پيامبر خدا چيزى از قبيل ترس از دشمن يا بىرغبتى به آخرت و بىميلى به كسب غنيمت جلوى ما را نمىگرفت كه ما هم مانند ديگر رزمندگان غنيمتى برگيريم ولى ما ترسيديم كه اگر از اطراف تو دور شويم كسانى از سپاه مشركان متوجّهت شوند و چون تو را ( تنها ) در معرض هلاك بينند بر تو هجوم آرند و گزندى به وجودت رسانند . اگر به اين گروه ( از رزمندگان ) آنچه مىخواهند بدهى ديگر مسلمانان نصيبى از غنيمت نمىبرند ، و آنگاه نشست . ( 3 ) سپس يكى ديگر از انصار برخاست و همچنان گفت و نشست و هر يك از آنان سه بار گفتهء خود را تكرار كرد .
هامش
( 4 ) التوبة ، 60 ( 5 ) سعد بن عبادة ، يكى از اصحاب و از انصار خزرجى و يكى از برگزيدگان شب « عقبه » و پرچمدار انصار به روز بدر بود . پرچمدارى مهاجران با امير مؤمنان عليه السّلام با او بود . سعد ، سيّدى آبرومند و بخشنده بود و قومش به سرورى و رياست او اعتراف داشتند . هموست كه از بيعت با ابو بكر سر تافت و از مدينه بيرون آمد و ديگر به آن شهر باز نگشت تا در حوران واقع در سرزمين شام در عهد خلافت ابو بكر ( و برخى گويند به دوران خلافت عمر ) كشته شد . پسرش قيس بن سعد از ياران امير مؤمنان و پسرش ابى محمد از ياران امام حسن عليهما السّلام بود . معاويه خواست او را بفريبد كه امام حسن عليه السّلام را ترك كند ولى نتوانست و ناچار از او مأيوس گرديد .