تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
و از رهيابى ، پاكدامنى و از پاكدامنى ، خويشتن دارى و از خويشتن دارى ، آزرم و از آزرم ، گرانقدرى و از گرانقدرى ، پايدارى بر كار نيك و از پايدارى بر كار نيك ، ناخوشايندى از بد و از ناخوشايند داشتن بد ، پيروى از اندرزگو ( و پند پذيرى ) . پس اين ده دسته از گونه‌هاى خير است و هر يك از اين ده دسته را ده گونهء ديگر باشد : ( 1 ) از بردبارى ، زيبا كارى و همنشينى با نيكان و درآمدن از خوارى و بر آمدن از پستى و عشق به كار نيك و بر شدن به پايگاههاى و الا و گذشت و مهلت بخشى و احسان ، و خموشى است كه جملگى از بردبارى خردمند سرچشمه گيرد . ( 2 ) امّا از ( سرچشمهء ) دانش اين ويژگيها جدا شود : توانگرى ، هر چند ( دانشمند به ظاهر ) درويش باشد و كريمى ، هر چند بر بخل سرشته باشد و هيبت ، هر چند نرمى كند و سلامت ، هر چند بيمار بود « 3 » و نزديكى ( به خدا ) ، هر چند دوردست باشد و آزرم ، گر چه شوخ چشم باشد و والايى ، هر چند فرودست باشد « 4 » و شرف ، هر چند پست بود « 5 » و حكمت و بختيارى « 6 » . اين همه خردمند را از دانش او نصيب آيد ، پس خوشا بر آن كه خرد و دانش يافت . ( 3 ) و امّا از رهيابى « 7 » اين ويژگيها برخيزد : استوارگامى و ره‌يافتگى « 8 » و نيكوكارى و پرهيزگارى و كاميابى و ميانه روى و اعتدال « 9 » و راست كردارى و كرم و شناخت دين خدا ، و اين همه از رهيابى خردمند را رسد . پس خوشا بر آن كس كه در اين شاهراه پىسپار است . ( 4 ) و امّا از پاكدامنى ، خرسندى خيزد و آرامش و بهره‌ورى « 10 » و آسايش و نوازش و كوچكىورزيدن ( به خدا ) و ياد كرد ( او ) و جوانمردى و گشاده دستى . و اين جمله خردمند را از پاكدامنى آيد كه از خدا خشنود و به بهره‌اش خرسند است . ( 5 ) امّا از خويشتن دارى « 11 » اين گونه‌ها ريشه گيرد : درستى و فروتنى و پرهيزگارى و پوزش خواهى و فهم و تربيت و احسان و دوستيابى و نيكى و خوش برخوردى « 12 » اين همه عاقل را از خويشتن دارى نصيب آيد ، پس خوشا بر آن كه پروردگارش به صفت خويشتن دارى گرامى داشت .
هامش
( 3 ) مراد سلامت روحى است هر چند به تن بيمار باشد . - م . ( 4 ) در معنى و الا مقام است گر چه مقام ظاهرى و اين جهانى او پايين باشد . - م . ( 5 ) در عالم حقيقت شريف است گر چه در ظاهر از اشراف روزگار نباشد . - م . ( 6 ) « حظوة » بهره‌مندى و كامكارى . - م . ( 7 ) « رشد » كه ضد گمراهى است . - م . ( 8 ) « السداد » و « الهدى » . - م . ( 9 ) « القصد » رفتن بر راه مستقيم يا آهنگ خدا داشتن و « الاقتصاد » حفظ توازن و تعادل در كارها و هزينه‌ها . - م . ( 10 ) در متن « الحظ » و در پاره‌اى نسخه‌ها « التفضّل - نعمت‌يابى » آمده است . ( 11 ) « الصّيانة » ( 12 ) در يك نسخه به جاى « اجتناء البشر » « اجتناب الشر دورى گزيدن از بدى » آمده است .