( 1 ) مردى در حضورش گفت : بار الها مرا از آفريدگانت بىنياز دار . « 1 » حضرتش عليه السّلام فرمود :
چنين نيست ، زيرا مردم به يك ديگر وابستهاند . ولى بگو : بار الها مرا از آفريدگان « شرورت » بىنياز دار .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه به قسمتى كه خدايش داده قانع باشد همو « 2 » بىنيازترين مردم است .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : هيچ كردارى كه با تقوى انجام شود كم ( ارج ) نيست ، و چگونه چيزى كه خدايش بپذيرد كم بها تواند بود ؟ ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : از دروغ بپرهيزيد ، چه خرد و چه بزرگ و چه به جدّ و چه هزل ، زيرا اگر آدمى دروغ كوچكى گفت بر گفتن بزرگش نيز گستاخ شود . « 3 » ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : همين ياورى الهى تو را بس كه بينى دشمنت در دشمنى با تو راه نافرمانى از خدا را مىپيمايد .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : تمام خير آن است كه انسان خود را نگهدارد .
( 7 ) ( امام سجّاد ) عليه السّلام به يكى از فرزندانش فرمود : اى پسرك من ، خدا مرا براى تو پسنديد و تو را براى من نپسنديد ، سفارش مرا به تو كرد و سفارش تو را به من نكرد ، تو بايد ( هر چند ) به آوردن اندك ارمغانى باشد با من خوشرفتارى كنى .
( 8 ) مردى از وى پرسيد : زهد چيست ؟ امام عليه السّلام فرمود : زهد ( بىميلى به دنيا ) ده بخش است ، « 4 » بالاترين درجههاى زهد كمترين مدارج پارسايى و بالاترين مدارج پارسايى پايينترين درجات يقين و بالاترين درجات يقين كمترين درجههاى خرسندى ( و قناعت ) است . و به راستى ( تعريف كامل ) زهد در آيهاى از كتاب خدا آمده است :
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
- تا هرگز بر آنچه از دست شما رود اندوه نخوريد و به آنچه به شما رسد دلشاد نگرديد . » « 5 » ( 9 ) و فرمود عليه السّلام : خواستن نيازها از مردم مايهء خوارزيستى و از بين بردن حيا و كاهش شكوهمندى ( آدمى ) است و همان فقر حاضر باشد ، و كم خواستن نيازها از مردم همان بىنيازى
هامش
( 1 ) در پارهاى از نسخهها به جاى « عن خلقك » ، [ من خلقك ] آمده است .
( 2 ) در پارهاى نسخهها به جاى « فهو » ، [ كان - او ( بىنيازترين مردم ) باشد ] آمده است .
( 3 ) كلينى آن را در الكافى ، ج 2 ص 338 آورده و پس از آن آورده است : [ اما علمتم أنّ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله قال : ما يزال العبد يصدق حتّى يكتبه اللَّه صديقا و ما يزال العبد يكذب حتّى يكتبه اللَّه كذابا - آيا نشنيدهايد كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفت : مادام كه بنده راست گويد خدايش راستگو نويسد و مادام كه بنده دروغ گويد ، خدايش دروغزن نويسد ؟ ]
( 4 ) كلينى آن را در الكافى ، ج 2 ص 129 به اسناد خود از هاشم بن بريد ، از پدرش روايت كرد كه مردى از على بن حسين عليهما السّلام در بارهء زهد پرسيد ، فرمود : عشرة اشياء . . . - ده چيز است . . . تا پايان حديث ، و در ص 62 نيز از آن امام عليه السّلام آورده است : « و فيه عشرة اجزاء . . . - و در آن ده بخش است . . . » صدوق هم در الخصال همين گونه آورده است .
( 5 ) الحديد ، 23