تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
بخشش ، منت نهادن « 5 » و آسيب دليرى ، گردنكشى و آسيب زيبايى ، باليدن به خود ، و آسيب تبارمندى ، فخر فروشى است « 6 » . ( 1 ) اى على ، هماره راستى پيشه كن و هرگز دروغى بر زبان مران و هرگز بر خيانتى دليرى مكن و همواره از خدا بترس چنان كه گويى او را مىبينى و مال و جانت را براى دينت نثار كن و هماره با اخلاق خوش باش و آن را به كار دار و از خويهاى بد بپرهيز و از آن كناره كن . ( 2 ) اى على ، محبوبترين كارها نزد خداوند سه ويژگى ( به آدمى مىبخشد ) : آن كس كه آنچه خدا بر او واجب كرده انجام دهد ، از پرستنده‌ترين مردم ( گردد ) و آن كس كه از آنچه خدا حرام كرده بپرهيزد ، پارساترين آفريدگان شود ، و آن كس كه بدان چه خدايش روزى داده بسنده كند ، از توانگرترين مردمان ( باشد ) . ( 3 ) اى على ، سه چيز از ( نشانه‌هاى ) اخلاق نيك است : با كسى كه از تو گسسته بپيوندى و به كسى كه از تو دريغ ورزيده بخشش كنى ، و كسى را كه بر تو ستم رانده ببخشايى . ( 4 ) اى على ، سه چيز نجات بخش است : اين كه زبانت را نگهدارى و بر گناهت گريان شوى ، و در خانه‌ات گشايش فرا آورى . ( 5 ) اى على ، سرآمد كردارها سه ويژگى باشد : از جانب خود به مردم حق بدهى و براى خدا با برادرت برابر شوى ، و در همه حال خدا را به ياد دارى . ( 6 ) اى على ، سه چيز از آراستگيهاى « 7 » الهى است : مردى كه به خاطر خدا از برادر مؤمنش ديدار كند ( گويى ) به ديدار خدا رفته و بر خداست كه ديداركنندهء خود را گرامى دارد و هر چه درخواست كند به او بدهد . مردى كه نماز گزارد و در تعقيب آن تا نماز ديگر بماند ، كه ميهمان خداست و بر خداست كه ميهمانش را گرامى دارد . و آن كه به حج رود يا عمره گزارد ، كه وارد شده بر خداست و خدا را بايسته است كه وارد شده بر خويش را گرامى دارد . ( 7 ) اى على ، سه چيز را پاداش به ( هر دو جهان ) دنيا و آخرت باشد : حج نيازمندى را ببرد و صدقه بلا را بگرداند ، و صلهء رحم عمر را بيفزايد . ( 8 ) اى على ، سه چيز است كه تا در كسى سرشته نباشد كردارى از او راست نيايد : پرهيزى كه او را از نافرمانى خداى عزّ و جلّ باز دارد ، دانشى كه او را ( از گزند ) نادانى نادان برهاند ، و خردى كه بدان با مردم سازگارى كند . ( 9 ) اى على ، سه كس روز رستاخيز به زير سايهء عرش درآيند : مردى كه آنچه براى خود مىخواهد
هامش
( 5 ) المحاسن اضافه دارد « و آفة الظّرف الصّلف و آسيب ظرفيّت داشتن چاپلوسى است . » ( 6 ) المحاسن افزون بر اين دارد : [ يا على انك لا تزال بخير ما حفظت وصيتى ، انت مع الحق و الحق معك اى على تو مادام كه سفارش مرا به كار بندى به خير و امان هستى ، تو با حقّى و حق با توست . ] ( 7 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « من حلل الله » « من خلل الله از خويهاى خدايى » آمده است .