اصلاح ميانهء مردم .
( 1 ) اى على ، در سه جا راستى زشت آيد : سخن چينى ، باز گفتن خبرى از همسر مردى به دو كه او را ناگوار آيد ، و اين كه مردى را كه ادّعاى نكوكارى مىكند دروغزن خوانى .
( 2 ) اى على ، چهار چيز بيهوده است « 12 » : خوردن پس از سيرى ، چراغدارى برابر ماه ، كشت در شورهزار ، و احسان به ناسزاوار آن .
( 3 ) اى على ، چهار كس را كيفر زودتر در رسد : مردى كه به او نيكى كنى و وى به جاى نيكى با تو بدى كند ، و مردى كه با او ستم نكردهاى و او به تو ستم كند ، و مردى كه در كارى با او پيمان بندى و بر سر وفاى با او باشى ولى نيّت از خيانت به تو باشد ، و مردى كه با او پيوند خويشى نگهدارى و او از تو پيوند بگسلد .
( 4 ) اى على ، چهار ويژگى در هر كس باشد اسلامش كامل است : راستى ، سپاسگزارى ، آزرم ، خوشخويى .
( 5 ) اى على ، كم نياز بردن به مردم همان توانگرى موجود ، و بسيار نياز بردن به مردم ، خوارى و همان نادارى موجود است .
سفارش كوتاهى ديگر به امير مؤمنان عليه السّلام
( 6 ) اى على ، مؤمن را سه نشانه است : روزه و نماز ، و زكات . گرانجان را سه نشانه باشد : پيش روى چاپلوسى كند و در پشت سر بد گويد ، و در مصيبت سرزنش نمايد . ستمكار را سه نشان است : به چيرگى زير دست خود را سركوب كند و به خيرگى فرادست « 1 » را نافرمان باشد ، و با ستمگران همپشتى كند . رياكار را سه نشان است : چون پيش مردم باشد ( در كار دين ) چالاكى نمايد و چون تنها گردد تنآسايى ورزد ، و خوش دارد كه او را در همه كارها بستايند . دو روى را سه نشان باشد : چون سخن گويد دروغ بافد ، و چون چيزش سپارند خيانت كند ، و چون وعدهاى دهد بىوفايى كند . تن پرور را سه نشان باشد : سستى كند تا به كوتاهى و تقصير كشد ، و كوتاهى كند تا تبه سازد ، و تباه كند تا به گناه انجامد . خردمند را نشايد كه جز در سه مورد بكوشد : نيكو ساختن زندگانى يا گام سپارى براى رستاخيز ، و يا كاميابى از غير حرام .
( 7 ) اى على ، به راستى فقرى سختتر از نادانى و مالى پر بهرهتر از خرد و تنهايىاى هراسناكتر از خودبينى و كردارى چون انديشمندى و پرهيز ورزيدنى چون خويشتن دارى ، و تبارمندىاى چون خوشخويى نيست . به راستى دروغ آسيب سخن ، و فراموشى آسيب دانش ، و منّت نهادن آسيب
هامش
( 12 ) در پارهاى نسخههاى تازه به جاى « ضلالا » « ضياعا - به هدر رفته » آمده است .
( 1 ) يعنى خداوند را نافرمانى كند . - م .