اندرزهاى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و حكم او بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
آنچه از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در تفصيل اين معانى روايت شده است
سفارش آن حضرت به امير مؤمنان عليه السّلام
( 1 ) اى على ، يكى از نشانههاى يقين « 1 » آن است كه كسى را به ( بهاى ) خشم خدا خرسند نسازى و هيچ كس را بدان چه خدا به تو داده است نستايى و بدان چه خدايت نداده كسى را نكوهش نكنى چه آز آرزوى آزمند را نمىرساند و ناخوشايندى كسى آن را باز نمىدارد ، خداوند به فضل و فرمان خويش نشاط و شادمانى را در يقين و خرسندى نهاده و غم و اندوه را در شك و ناخرسندى قرار داده است .
( 2 ) اى على ، فقرى سختتر از نادانى و مالى پربهرهتر از خرد و تنهايىاى هراسناكتر از خودبينى و هم پشت يافتنى نيكوتر از رايزنى « 2 » نيست ، و هيچ خردورزىاى چون چارهيابى « 3 » و هيچ تبارمندىاى چون خوشخويى ، و هيچ عبادتى چون انديشمندى نباشد .
( 3 ) اى على ، آسيب سخن ، دروغ و آسيب دانش ، فراموشى و آسيب پرستش ، سستى « 4 » و آسيب
هامش
( 1 ) اين روايت را برقى در كتاب الاشكال و القرائن من المحاسن ص 17 به سند از ابو عبد الله و او از پدران خويش و آنان از پيامبر صلّى اللَّه عليه و عليهم اجمعين ، آورده است و به جاى « يا على انّ من اليقين » فقط « و انّ من اليقين » آمده است .
به اين نكته توجه فرماييد كه تمام آنچه از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در اين كتاب روايت شده در كتابهاى هر دو گروه ( عامّه و خاصّه ) با سندهاى پيوستهء ايشان از مشايخ علم و حديث مروى است و از اين رو به كيفيّت استخراج آنها از كتابهاى اصحاب حديث نپرداختهايم زيرا سود چندانى نداشت و نيازى بدان نبود ، فقط در پارهاى موارد به سبب اختلاف روايات ، به اين كار دست زدهايم و روش ما در تمام اين كتاب چنين است .
( 2 ) در المحاسن به جاى « احسن » « اوثق من المشاورة اطمينان بخشتر از رايزنى » آمده است .
( 3 ) در المحاسن « و لا ورع كالكفّ و لا حسب كحسن الخلق و هيچ پرهيزگارى چون خويشتن دارى » اضافه دارد .
( 4 ) المحاسن « و آفة الحسب الفخر » را كه در پايان جمله است در اينجا آورده است .