تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
حكمت بار و بهره‌هاى سرشار و گزيده‌هاى اخبار گرد آمده است . من آنها را به ترتيب مقامات « 3 » آن حجّتهاى خداوند - درود بر آنان - آورده و به دنبال آن چهار سفارشنامه كه به صورت همسان و به معنى هماهنگ با مطالب كتاب است افزودم ، و با آنكه سلسلهء سند بيشتر آنها را به گوش خويش از استادان شنيده‌ام ، براى سبكبارى و رعايت كوته‌نگارى ، ذكر اسناد را فرو گذاشتم چه بيشتر اين كلمات از آموزشها و حكمتهايى است كه خود گواه درستى خويش است وانگهى آنها را براى منكرى مخالف گرد نياورده‌ام بلكه براى هر كس كه به امامان تسليم و شناساى حقّ ايشان است و گفتارشان را مىپسندد و در كارهاى خود بديشان مىنگرد فراهم ساخته‌ام . اين مطالب بيشتر و گسترده‌تر از آن است كه به شمارش درآيد و يا در چنبرهء تأليف در گنجد ولى همين اندازه كه ما ياد كرديم صاحبدل را بسنده و خردمند را كافى است . ( 1 ) پس اى گروه شيعهء با ايمان ! بدان چه امامان شما - درود بر ايشان - فرموده و بدان تشويق و بر آنها وادار كرده‌اند نيك بينديشيد و بدانها به چشم دل بنگريد و آنها را به گوش جان بشنويد . آنچه را خداوند به شما ارزانى داشته پاس داريد و به آنچه بر شما حجّت آورده و با خردهاى سالم و فهمهاى درست توجّه كنيد و چون ديگر اقران خويش نباشيد كه به حجّتهاى الزام آور و حكمتهاى رسا بىتوجّهند و بدانها سرسرى مىنگرند و تنها به گفتار آنها را مىستايند و به زبان خوشايند مىخوانند ، از پند سود نمىگيرند و دل بدان چه بر آن تشويق شده‌اند نمىبندند و از آنچه بر حذر شده‌اند نمىپرهيزند و از اين رو حجّت گريبانگير آنهاست و افسوس بر آنان هميشگى است . بلكه آنچه را كه از كسى كه خداوند فرمانبردارى از او بر شما واجب كرده رسيده است فراگيريد و آنچه را موثّقان از اين سروران برايتان نقل كرده‌اند به گوش قبول و فرمان پذيرى بشنويد و تا پايان بر آن بپاييد و آن را به كار بنديد و از كوته‌ورزى بهراسيد و به ناتوانى خويش اعتراف كنيد . ( 2 ) در فهم آنچه نمىدانيد بكوشيد ، و بدان چه دانستيد عمل كنيد تا گفتار شما با كردارتان هماهنگ شود ( و بدانيد ) كه از دانشهاى ايشان نجات به دست آيد و زندگى خيزد . خداوند به وجود آنان حجّت افراشته و از پرتو دانششان شاهراه حقيقت را روشن ساخته و با انتصاب و تعيين ايشان راه بهانه را بريده است . ايشان هيچ راهى براى فرمانبردارى خدا و هيچ سببى از موجبات خرسندى او و هيچ جادّه‌اى را به سوى بهشت او وانگذاشتند مگر آنكه از برون و درون و به كنايه و آشكار بدان امر و تشويق كردند و رهنمون شدند و ياد كردند و آن را شناساندند . ( و نيز ) از بيان آنچه ( آدمى را ) به نافرمانى از خدا مىكشاند و پروردگار را به خشم مىآورد و به كيفر او نزديك مىسازد ، آسوده نماندند مگر آنكه پرهيز دادند و باز داشتند و اشاره كردند و از آن ترسانيدند تا مردم را برابر خداوند عذرى نماند . نيكبخت آن كه خدايش به پيروى و فراگيرى و پذيرش از ايشان كامياب گرداند و
هامش
( 3 ) مراد از مقامات ، درنگهاى اين جهانى و ترتيب زمانى است . - م .