بخشش باشد . « 2 » ( 1 ) اى على ، چون ماه نو را ديدى سه بار تكبير بگوى و بگو : سپاس خداوندى را سزاست كه مرا آفريده و تو را ( اى ماه ) بيافريد و منزلهاى تو را به اندازه معيّن كرد تو را براى جهانيان نشانهاى ساخت . « 3 » ( 2 ) اى على ، چون در آينه بنگرى سه بار تكبير گوى و بگو : بار الها همانسان كه نيكو صورتم آفريدى نكوسيرتم ( نيز ) بگردان .
( 3 ) اى على ، هر گاه كارى تو را به هراس افكند بگو : بار الها ( از تو ) جز اين ( نسزد ) كه به حق محمّد و آل محمّد اين بيم از دل من برگيرى و به دور افكنى .
( 4 ) على عليه السّلام گويد : گفتم اى پيامبر خدا ، اين كلمات كه ( در قرآن آمده ) « آدم از پروردگارش سخنانى دريافت » « 4 » ، چه سخنانى بوده است ؟ گفت : اى على ، خداوند آدم را به هند و حوّا را به جدّه و آن مار را ( كه ايشان را كژ نمونى كرد ) به اصفهان و ابليس را به ميسان « 5 » افكند و در فردوس چيزى نيكوتر از مار و طاوس نبود و مار را چهار پا مانند پاهاى شتر بود ، و ابليس به درونش رفت و آدم را بفريفت و به دو نيرنگ زد . پس خدا بر مار خشم گرفت و چهار پايش را از او بيفكند و گفت : خوراكت را خاك قرار داديم و مقرر داشتيم كه بر شكم بخزى و رحم نكند خدا بر آن كس كه به تو رحم آرد ، و بر طاوس خشم گرفت زيرا او ابليس را بدان درخت رهنمايى كرد ، پس آواز و دو پاى او بدگونه گشت . آدم يك صد سال در هند درنگ كرد و سر به آسمان برنداشت ، دو دست خويش بر سر نهاده بر خطاى خود مىگريست . پس خداوند جبرئيل را نزد او فرستاد كه به او گفت :
پروردگار عزّ و جلّ تو را سلام مىرساند و مىگويد : اى آدم آيا من ترا به دست خويش نيافريدم ؟ و آيا روح خود را در تو ندميدم ؟ و آيا فرشتگان را به سر سودن برابرت وانداشتم ؟ و آيا كنيزم حوّا را به همسرى به تو ندادم ؟ و تو را در فردوسم منزل نسپردم ؟ پس اين گريستن از بهر چيست ؟ به اين كلمات سخن گشاى كه خداوند توبهء تو را بپذيرد ، بگو : « منزهى تو ، خدايى جز تو نيست ، من بد كردم و بر خود ستم نمودم توبهام را بپذير زيرا خود تويى بسيار توبهپذير مهربان . »
هامش
( 2 ) اين بند پيشتر با اندك تفاوتى آمده است ( ص 20 ) .
( 3 ) ماه نو ، ماه شب نخست يا دو شب و يا سه شب نخستين ، يا تا هفتمين شب باشد . شيخ بهايى - قدّس سرّه - گويد :
زمان خواندن دعا تا هنگامى كه به ماه « ماه نو » اطلاق مىشود ادامه مىيابد و شايستهتر آن است كه از شب نخست به عقب نيندازند ، از باب عمل به قدر متيقّن و دلالت لغوى و عرفى ، و اگر در شب نخست خواندن دعا ميسّر نشد به دومين شب و اگر باز هم ميسّر نشد به سومين شب كه به نظر اهل لغت اطلاق نام « ماه نو » مىشود ، و بيشتر معتقدند كه پايان آن است ، انداخته شود . ( براى تبرّك و تيمّن متن دعا را ياد مىكنيم : الله اكبر ، الله اكبر ، الله اكبر ، الحمد لله الّذي خلقنى و خلقك و قدّرك منازل و جعلك آية للعالمين . - م . )
( 4 ) البقرة ، 37 .
( 5 ) ميسان ناحيهاى معروف بين بصره و واسط است . شايد نام اين جايها كنايه از دورى مسافت بين آنها باشد .