شما ) گذشت از لغزش و برابرى و همدردى در تنگدستى روا باشد .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : نه همچون پيروزمندى در طلب ( روزى ) سخت كوش و نه چون سپرافكندهاى در برابر سرنوشت به قضا و قدر پشتگرم باش زيرا جست و جوى فزونى نعمت از سنّت است و آسانگيرى در طلب ( روزى ) نيز از عفّت است ( امّا ) نه عفّت مانع روزى است و نه حرص رساننده و فزايندهء آن است ، روزى به قسمت است و حرصورزى ( به منزلهء ) به كار بردن گناه است .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : خويشاوند كسى است كه دوستى و محبّت او را نزديك آدمى ساخته گرچه نژاد و تبارش دور باشد ، و بيگانه كسى است كه از ديدگاه دوستى دور است هر چند تبار و نژادش نزديك باشد . هيچ چيز از دست به پيكر نزديكتر نيست ( ولى ) به راستى ، چون دست بشكند و فاسد شود آن را مىبرند و داغ مىكنند . « 6 » ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه به نيكگزينى خداوند پشتگرم باشد آرزو نمىكند در وضعى جز آنكه خدا برايش برگزيده و اختيار فرموده قرار گيرد .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : ننگ آسانتر از دوزخ است . « 7 » ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : خيرى كه ( هرگز ) شرّى در آن نيست شكر بر نعمت و صبر بر ناگواريهاست .
( 6 ) حضرتش عليه السّلام به بيمارى كه بهبود يافته بود فرمود : خدايت ياد كرد پس او را ياد كن و از تو درگذشت پس سپاسش دار .
( 7 ) و حضرتش عليه السّلام هنگام صلح با معاويه فرمود : به خدا سوگند ما از مردم شام برنگشتيم [ بىگمان و پشيمانى ، ولى به راستى ، ( وقتى ) ما با شاميان پيكار مىكرديم ] « 8 » با راست دلى و شكيبايى ( شما ) بود امّا آن راست دلى و صداقت به دشمنى ، و آن شكيبايى به بىتابى تبديل شد و شما « 9 » در بسيج خود « 10 » به پيكار صفّين دينتان را بر دنيا مقدم مىداشتيد و امروز چنان شديد كه دنياتان را
هامش
( 6 ) در پارهاى نسخهها به « تحسم » [ يتميّز - جدا مىشود ] آمده است .
( 7 ) ( در پارهاى نسخهها عبارت « العار اهون من النّار » در دو سطر بعد آمده . ظاهرا مراد آن است كه تحمّل خفت و ننگ عذاب گذراى اين جهانى آسانتر از تحمّل آتش پايدار دوزخ در آن جهان است . يا براى توصيف محسوس و ملموس شدّت عذاب اخروى چنين بيانى فرموده و مراد آن است كه با تمام آنكه ننگ و عار در اين جهان بسى سخت و گران است باز در مقام مقايسه ، آسانتر از عذاب دوزخ و رسوايى آخرت است و اين مضمون پيشتر در بيانات امير مؤمنان عليه السّلام نيز در همين كتاب آمده است . - م . )
( 8 ) ( مراد از پيكار با شاميان در صفّين است . - م . ) پارهاى نسخهها اين عبارت بين دو قلاب را ندارد .
( 9 ) مراد مردم كوفهاند كه چون معاويه نامهاى متضمن درخواست صلح خدمت امام حسن عليه السّلام فرستاد حضرتش در كوفه بر منبر رفت و بر مردم كوفه خطبه خواند . - م .
( 10 ) در پارهاى نسخهها به جاى « في منتدبكم » [ في مبدئكم - در آغاز كردنتان ] آمده است