مرگبار « 6 » گرديد . و اگر كسى ( شبى ) لختى در پناه آسودگيش آرميد بامدادانش به ترسناكترين هراس افكند . « 7 » ( 1 ) پر فريب است و هر چه در آن است جمله فريب باشد . فانى است و هر كه بر پهنهء آن است ( نيز ) مردنى است . در هيچ يك از توشههاى آن خيرى نيست مگر تقوى . ( 2 ) هر كه از دنيا ( نصيبى ) كم يافت افزونش را طلبيد كه تأمينش كند و هر كه افزون يافت ، برايش نماند و زود زوال پذيرفت . بسا كسا كه بدان تكيه زد و ( دنيا ) ناگهانش گزندى دردناك رساند و چه بسا دلبستهاى بدان كه به خاك هلاكش افكند و ( بسا ) خويشتن دارى محتاط را كه بفريفت و چه بسا والايى شكوهمند را كه خوار و بيمقدار ، و متكبرى با نخوت را كه گرسنه و نادار ساخت و چه بسا تاجدارى را كه دست و دهان بسته نگونسار نمود . ( 3 ) سلطنتش خواريست « 8 » و زندگيش تيرگى و گوارايش دهان سوز و شيرينش تلخ .
زندهاش آماج مرگ و تندرستش دستخوش بيمارى و سرافرازش در معرض سرنگونى . و ملكش ربوده ( و مسلوب ) و عزيزش ذليل ( و مغلوب ) و ايمنش درهم كوفته ( و منكوب ) و پناهجويش تاراج ديده ( و محروب ) ؛ و از پس اين همه ، رنج واپسين دمهاى مرگ و نالههاى آن و هراس در شدن به جهانى ديگر و ايستادن برابر حاكمى كه دادگر است كه
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى
- سرانجام بدكاران را بر وفق كار و كردارشان جزا دهد و نيكو كرداران را به پاداش نيكو [ بهشت ] جزا دهد » . « 9 » ( 4 ) آيا شما ( اينك ) در خانههاى آنان كه پيشتر و بيشتر از شما زيستند و آثارى روشنتر و افرادى آمادهتر و و جمعيّتى انبوهتر و عنادى سختتر از شما داشتند ، بسر نمىبريد ؟ . دنيا را با پرستشى ( شيفتهوار ) مىپرستيدند و آن را با رجحانى ( فزون از حدّ ) بر هر چيز ديگر برگزيدند . سپس به خوارى از آن كوچيدند . آيا ( شما نيز ) اين را برگزيديد ؟ يا به همين مشتاق و آرزومنديد ؟ و آيا بر همين دل بستهايد ؟ خداوند فرمايد :
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ . أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
- هر كس زندگانى دنيا و تجمّل آن را بخواهد ، حاصل اعمالشان را در همين دنيا به تمامى به آنان مىدهيم ، و در آن كم و كاستى نخواهند ديد * اينان كسانى هستند كه در آخرت نصيبى جز آتش دوزخ ندارند و هر چه در دنيا كردهاند بر باد رفته و كردارشان باطل شده است » . « 10 » ( 5 ) پس ( دنيا ) بد خانهايست براى كسى كه از آن نهراسد « 11 » و در آن بر بيم نباشد . و بدانيد - هر چند خود مىدانيد - كه شما ناگزير دنيا را ترك مىكنيد و به راستى دنيا همچنان است كه
هامش
( 6 ) در اصل « فاوبى - و با خيز شد » .
( 7 ) در ن ، به جاى « في اخوف خوف » [ على قوادم خوف - بر پيشامدهاى خوفناك ] آمده است .
( 8 ) در ن ، به جاى « ذلّ » [ دول - نوبتى و گذرنده ] و در پارهاى نسخهها [ زلّ - لغزش ] آمده است .
( 9 ) النّجم ، 31
( 10 ) هود ، 15 ، 16
( 11 ) در ن ، به جاى « لم يتهيّبها » [ لم يتّهمها - آن را متهم نكند و بدان بدگمان نباشد ] آمده است .