به من فرمود : « اى ابا الحسن ! امانت را به نيكوكار و تبهكار بازده ، چه بيش باشد و چه كم ، حتى نخ و سوزنى ( امانى ) را » .
( 1 ) اى كميل جهاد نيست مگر با ( حضور ) امام عادل ، و ( دريافت ) غنيمت ( جنگى ) ، « 11 » روا نيست مگر از امام فاضل .
( 2 ) اى كميل اگر پيامبرى ظهور نمىكرد و در روى زمين مؤمنى پرهيزگار بود ، به ( ابتكار و ) دعوت خويش ، درست يا نادرست ، « 12 » به سوى خدا مىپرداخت ، بلكه به خدا سوگند ، اگر نادرست هم بود ( دعوتش را مىكرد ) تا خدايش بدان وظيفه منصوب دارد و شايسته آتش گرداند .
( 3 ) اى كميل دين از آن خداست و خداوند از هيچ كس بر پا كردن ( و پرچمدارى ) دينى را نمىپذيرد مگر آنكه پيامبر ( رسول ) يا نبىّ يا وصىّ باشد .
( 4 ) اى كميل ( وظيفهء هدايت ) « 13 » نبوّت است و رسالت و امامت و پس از آن مقامى نيست مگر دوستداران پيرو يا سرگردانان « 14 » بدعت گذار ، همانا خداوند از پرهيزگاران ( عبادت و طاعتشان را ) مىپذيرد .
( 5 ) اى كميل به راستى خداوند كريم و بردبار و بزرگوار و مهربان است ، ما را به اخلاق خويش رهنمايى كرده و فرموده آن را به دست آوريم و مردم را بر آن واداريم . ما آن ( وظيفه ) را بىخلاف و تأخير ادا كرديم و بىدورويى و نفاق به اجرا در آورديم و بىتكذيب ( و ناباورى ) به راستش شمرديم و بىترديدش پذيرفتيم .
هامش
( 11 ) در متن « و لا نفل » آمده ( كه با صدر جمله مناسب است . - م . ) ولى در بشارة المصطفى [ و لا نقل ] آمده است ( كه اگر تصحيف نسّاخ نباشد و در ذيل جمله بجاى « من امام فاضل » [ عن ] . . . باشد مراد از آن « نقل روايت » تواند بود كه با عبارت « از امام فاضل » هم مناسبتى دارد . - م . )
( 12 ) ضبط متن چنين است : « لكان في دعائه الى اللَّه مخطئا او مصيبا ، بل و اللَّه مخطئا حتى ينصبه . . . » كه خالى از تعقيدى نيست و شايد [ . . . الى اللَّه مخلصا ، مصيبا او مخطئا - در دعوت به سوى خدا ، درست يا نادرست ، مخلص باشد . يا الى الله مخطئا او مصيبا بل و للَّه مخلصا - در دعوت خود به سوى خدا ، به راه درست يا طريقتى نادرست بوده ولى نسبت به خداوند مخلص باشد ] بوده باشد . و روى هم رفته به نظر مىرسد مراد از عبارت به صورتى كه در متن آمده اين باشد كه « اگر پيامبرى هم وجود نداشت و زمان فترت و فاصلهء بين پيامبران به درازا مىكشيد و فقط در روى زمين و در ميان آفريدگان يك مؤمن پرهيزگار هم وجود مىداشت همين مؤمن متقى به سائقه فطرت ايمان و ملكهء تقوى ، خواه درست در جادهاى هموار و مستقيم يا نادرست و از طريق بارى كه راهى پر پيچ و خم ، به هر صورت مردم را به سوى خدا دعوت مىكرد و اگر در دعوتش خطايى هم بود و احيانا راه سنگلاخى را مىپيمود همچنان بدان ادامه مىداد تا خداوند او را به وظيفهء دعوت گمارد و وى را شايستهء آن سازد . و به عبارت ديگر « زمين هرگز از حجّت ، خواه نبىّ يا داعى خالى نمىماند » . - م .
( 13 ) يعنى آنچه نبىّ و رسول و امام به آن قيام مىكنند .
( 14 ) در متن « عامهين » و در پارهاى نسخهها [ ضالّين - گمراهان ] و در بشارة المصطفى به جاى « الّا موالين متّبعين أو عامهين مبتدعين » [ الّا متولّين و متغلّبين و ضالّين و معتدّين ] آمده است .