شمارى ( و احترامگزارى ) و در مجالسشان شاهد مناظرى باشى كه خدا را بر تو خشمگين سازد و اگر به حضور در مجالسشان ناچار شدى پيوسته بر ذكر خدا باش و به او توكّل كن و از گزندشان به خدا پناه بر و چشم از آنان برگير و بر زمين افكن و به دل كردار آنان را بد شمار و چنان « سبحان الله » گوى كه آوايت را به گوششان برسانى زيرا تو بدين وسيله ( به تأييد الهى ) تأييد شوى و از گزندشان برهى .
( 1 ) اى كميل به راستى خوشايندترين چيزى كه بندگان ، پس از اقرار به ( وحدانيّت ) خدا و ( حقانيّت ) اولياء او به درگاهش نمونه آرند ، آبرو دارى و بردبارى و شكيبايى است .
( 2 ) اى كميل تنگدستى خود را به مردم منما و براى رضاى خدا با عزّت و پرده پوشى بر آن بشكيب .
( 3 ) اى كميل پروايى نيست كه رازت را به برادرت بازگويى ، ( امّا ) برادرت كيست ؟ برادرت آن كس است كه در سختى تو را به حال خود نگذارد و در ( كشاكش ) جرم ( و گرفتارى ) از تو كناره نگيرد و تو را وانگذارد تا اينكه ( ناگزير شوى ) از او در خواستى كنى و در كارت تنهايت رها نكند تا تو به او اعلام ( نياز ) كنى . و اگر ( چنين برادرى ) گرايش به گمراهى دارد و تو را نيز بدان مىخواند او را اصلاح كن .
( 4 ) اى كميل مؤمنان برادرند و به ديدهء هر برادرى چيزى از برادرش گرامىتر نباشد .
( 5 ) اى كميل اگر برادرت را دوست ندارى ( و شرط دوستى و ايثار با او به جاى نيارى ) برادرش نباشى زيرا مؤمن ( و برادر ايمانى ما ) كسى است كه سخن ما را بگويد ( و به عقيدهء ما معتقد باشد ) پس هر كه تخلف ورزد ( و از همعقيدهگى و دوستى حقيقى با ما واماند ) در بارهء ما مقصّر است و هر كه در بارهء ما مقصّر است با ما نيست و هر كه با ما نباشد در پايينترين مرتبهء دوزخ جا دارد .
( 6 ) اى كميل هر كه درد ( ولايت ما ) را در سينه دارد « 7 » از آن دم زند . پس هر كس كه از ما دم زد ( و درد محبت ما را به تو باز گفت ) و فرمانت داد كه آن را پوشيده دارى مبادا ( بر نااهل ) آشكارش سازى كه افشاى آن توبه بردار نيست و چون توبه ( در اين مورد پذيرفته ) نيست سرانجام كار با لهيب آتش باشد .
( 7 ) اى كميل افشاى راز آل محمّد [ صلوات اللَّه و سلامه عليهم ] پذيرفته نيست و از كسى تحمّل نمىشود . آنچه را با تو ( به راز ) گويند جز با مؤمن موقن « 8 » ( كه ايمانش به حدّ يقين رسيده ) مگوى .
هامش
( 7 ) در متن : « مصدور - سينهء ريش » آمده و مراد آن است كه هر كه سينهاش سرشار از محبّت و دلش در گرو كار ما باشد نمىتواند از جوشيدن سينهء مالامال از محبّت و اسرار خود جلوگيرى و تقيّهء دائم كند و آن را ابراز ندارد ، و در پارهاى نسخهها [ مصدود - منع شد ] آمده است ( و مراد كسى است كه از اظهار عقيده منع شده و به اصطلاح امروز گرفتار سانسور عقيده باشد . - م . ) ، پس اگر عقيدهاش را ابزار كرد شنوندهء مؤمن مأمور و موظّف است كه آن را پوشيده و پنهان نگهدارد .
( 8 ) در متن : « مؤمنا موقنا » و در پارهاى نسخهها [ مؤمنا موفّقا - مؤمن با توفيق ] و در پارهاى ديگر [ مؤمنا موقفا - مؤمن دل آگاه گام استوار ] و در بشارة المصطفى نيز به همين وجه اخير آمده است .