تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
ندهى و خدا به اين كار تو را پاداش شايان دهد . با آن كس كه با تو به خوردن نشسته خوشخوى باش و جاى همنشينت را ( بر سر سفره ) باز كن و خدمتكارت را ( از سر سفره ) مران . « 3 » ( 1 ) اى كميل چون خوراك خورى ، خوردنت را چندان طول ده تا همراهت سير شود و جز تو هم از آن بهره گيرد . ( 2 ) اى كميل چون از خوردن بپرداختى خدا را بدان چه به تو روزى داده سپاس گوى و آواز حمدت را بلند برآر تا ديگرى هم حمد گويد و بدين ، پاداش تو نيز افزون شود . ( 3 ) اى كميل معده‌ات را از خوراك سنگين ( و انباشته ) « 4 » مكن و جايى هم براى آب در آن بگذار و ميدانى هم به باد بده « 5 » و تا تو را ( هنوز ) اشتهائى است دست از خوردن بدار كه اگر چنين كنى خوراك بر تو گوارا گردد و تندرستى در كم خورى و كم نوشى است . ( 4 ) اى كميل بركت در مال كسى است كه زكات دهد و با مؤمنان هميارى كند و صلهء ارحام بجاى آرد . ( 5 ) اى كميل به خويشاوند مؤمنت بيش از آنچه به ديگر مؤمنان مىدهى بده و به ايشان مهربانتر و دلسوزتر باش و به مستمندان صدقه ده . ( 6 ) اى كميل دريوزه‌گر را محروم مدار گرچه به نيم حبّهء انگور يا خرما باشد زيرا صدقه نزد خدا برويد ( و نموّ كند ) . ( 7 ) اى كميل نكوترين زيور مؤمن فروتنى است ، و زيبايى او پاكدامنى ، و شرفش دين‌شناسى ، و بزرگواريش ترك مجادله و بگو مگو باشد . ( 8 ) اى كميل در هر صنفى گروهى بالاتر از گروه ديگرند ، پس از مناظره با دون‌مرتبگان آنان ، هر چند به تو بد گويند ، بپرهيز و بردبارى كن و از آن كسانى باش كه خداوند چنين وصفشان كرده است :
. . . وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
- . . . و چون نادانان ايشان را مخاطب سازند ، سليمانه پاسخ دهند » « 6 » ( 9 ) اى كميل در هر حال حق بگو و با پرهيزگاران دوستى كن و از فاسقان دورى گزين و از منافقان كناره گير و با خائنان همنشينى مكن . ( 10 ) اى كميل در خانهء ستمگران را مكوب كه با آنها در آميزى و همكار شوى و مبادا آنها را بزرگ
هامش
( 3 ) در متن « و لا تتّهم خادمك - خدمتكارت را متّهم مكن » آمده ولى در پاره‌اى نسخه‌ها [ و لا تنهرنّ خادمك - خدمتگزارت را ( از سر سفره ) دور مران ] است ( كه با توجه به موضوع « آداب سفره » اين ضبط مناسبتر به نظر رسيد و چنين ترجمه شد . - م . ) ( 4 ) در متن « لا توقرنّ - سنگين مكن » و در پاره‌اى نسخه‌ها [ لا توفّرنّ - به فراوانى انباشته مكن ] آمده است . ( 5 ) مراد اين است كه راه نفسى براى خود باز گذار و چندان معده را انباشته مكن كه نفست بند آيد ، و بگفتهء سعدى « نه در سفره غذاى كس ماند و نه در معده جاى نفس » . - م . ( 6 ) الفرقان ، 63