تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
كردن و بخشيدن مال را نابود مىكند « 3 » ولى دانش با بخشيدن ( و نشر دادن ) افزونى يابد . دانش حاكم و مال محكوم است . ( 1 ) اى كميل بن زياد ! دانا دوستى آيينى است كه ( مردم ) بدان مىگروند و انسان ( دانشمند ) بدان در زندگيش فرمان پذيرى ( ديگران ) و پس از مرگش ياد كرد زيبا ( و نيكنامى ) به دست آرد . « 4 » ( 2 ) سود مال با نابودى ( اصل ) آن از بين مىرود . مال اندوزان گر چه ( به صورت ) زنده‌اند ( به معنى ) مرده‌اند ، و دانشمندان تا روزگار بپايد جاويد و پاينده‌اند . عين وجودشان ناپديد مىشود ( ولى ) نمودار آثارشان در دلها موجود است . ( 3 ) هان ! به راستى اينجا - اشاره به سينهء خود فرمود - دانش انبوهى است كه دانش اندوزانى براى آن نيافتم . بلى ، فراگيرنده‌اى غير امين يافتم كه ابزار دين را در طلب دنيا به كار برد ، از حجتهاى خدا ، به زيان دوستان او كمك گيرد و از نعمت خدا براى نافرمانيهاى ( نسبت به ) او مدد جويد ، يا كسى كه مطيع ( و دلسپردهء ) حاملان علم حقّ است امّا بينائى ( و هوشمندى سرشارى ) در درك رموز و دقائق آن ندارد ، با نخستين شبهه‌اى كه به او رخ نمايد در دل گرفتار شك شود . بار الها ، نه اين و نه آن ، « 5 » يا آن كس كه غرقهء لذّت و پايبند شهوت است و يا آن كه آزمند و فريفتهء مال اندوزى و پس اندازى است . اين دو ( هيچ يك ) از نگهبانان دين و بينادلان و تعيين‌كنندگان نيستند ، مانندتر به اينان چهارپايان چرنده‌اند . اين چنين است كه دانش به مرگ حاملان خود ( دانشمندان راستين ) بميرد . ( 4 ) بار الها ! « 6 » بلى ، زمين ( هرگز ) از امامى كه قائم خداست تهى نماند ، خواه پيدا و شناخته باشد يا بيمناك و ناپيدا « 7 » تا حجتها و دلايل خدا باطل نشود و راويان قرآنش از بين نروند . و آنان كجايند ؟ !
هامش
( 3 ) در ن ، به جاى « تفنيه » [ تنقصه - آن را مىكاهد ] آمده است . ( 4 ) در ن ، به جاى « محبة العالم دين يدان به ، به يكسب الانسان . . . » [ العلم دين يدان به ، به يكتسب الانسان - دانش ، دينى است كه مردم بدان بگروند ، بدان آدمى در زندگيش فرمان پذيرى ( ديگران را ) به دست آرد . . . ] آمده است . اين دانش دوستى از آن روست كه دانش شبيه‌ترين چيزها به دين است . در ميان قوم خود چون نبى در ميان امت خويش است و اطاعت از دارندهء دانش ( يعنى از دانشمند ) در زندگى او ، و ستودن و ياد خير او پس از مرگش بر دينداران واجب است . ( 5 ) يعنى نه اين گروه توانايى حمل بار دانش را دارند و نه آن گروه شايستهء امانتدارى آن هستند . - م . ( 6 ) « اللّهم بلى - آرى ، بار الها ، يا پروردگارا » در اينجا از باب استثناء است و بيان بعدى را كه خاصّ است از حكم كلّى و عام قبلى مستثنى مىسازد يعنى با آنكه دانش به مرگ دانشمند مىميرد ولى امامانى هستند كه هماره زنده و جاويدند و بار امانت علم الهى را بر سينه مىكشند و نگهبان آنند . - م . ( 7 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « او خائفا مغمورا » [ او خائفا مفردا - يا ترسان و تنها ] آمده ( و مراد ائمه اطهار به روزگار تقيّه و حضرت قائم عجّل الله تعالى فرجه الشريف است . - م . )