ريششان به درد آيد . ( 1 ) چون به آيهاى كه در آن تشويقى است بگذرند بدان دل سپارند و جانشان از شوق سر برآرد و پندارند كه آن وعده را فرا روى خود ( عيان ) دارند و چون به آيهاى كه در آن بيمى است بگذرند آن را به گوش دل خويش بشنوند و پندارند كه ( طنين ) دم برآوردن و دم فرو كشيدن دوزخ در بن گوش آنان است . آنان كمر ( طاعت ) دو تا كرده و ( به سجود ) پيشانيها و كفها و سر انگشتان بر زمين نهاده از خداى بزرگ آزادى خويش را ( از عذاب رستاخيز ) درخواست دارند .
( 2 ) امّا به روز ، فرزانگان و دانايان و نكوكاران و پرهيزگارانند و بيم ( از خدا ) آنان را چون چوبهء تير تراشيده و نزار كرده ، هر بينندهاى كه بديشان بنگرد بيمارشان پندارد و گويد : آشفته عقلند . در صورتى كه آنگاه كه به ياد بزرگى خداى تعالى و شدّت قدرت اويند ، همراه با ياد مرگ و هراسهاى قيامت ، نگرانى و انديشهاى بزرگ با نهاد با اين گروه آميخته و اين نگرانى دلهايشان را از جا كنده و هوششان را آشفته و ربوده و خردشان را از سر به در كرده است . و چون از اين رهگذر نگرانند ، با كردارهاى خوب به درگاه خدا شتابند ، به اندك ( عبادت ) خرسند نشوند و بسيارش را نيز ( به درگاه او ) فزون نشمارند . خويشتن را ( به كوتاهى ) متّهم دارند و از كردار خود نگرانند . هر گاه يكى از آنان را به پاكى بستايند از آنچه در حقّش گويند بهراسد و گويد : من بر ( حقيقت ) خويش داناتر از ديگرانم و پروردگارم به من داناتر از خود من است . بار الها مرا بدان چه گويند به باز خواست مگير و از آنچه پندارند بهترم فرما ، و بر آنچه از من نمىدانند مرا بيامرز كه تو داناى نهانهايى .
( 3 ) نشانهء هر يك از آنان اين است كه او را بينى : در دين نيرومند است و با آرامى ( ظاهر ) بيمى ( در دل ) دارد و ايمانى در حدّ يقين و علاقهاى شديد به دانش و نرمشى هوشمندانه و بخششى دلسوزانه و فهمى در فقه و دانشى بردبارانه و اعتدالى در توانگرى و خشوعى در عبادت و آراسته نمايى « 6 » ( و آبرو دارى اى ) در تنگدستى و شكيبايىاى در سختى و ترحّمى بر دستاورد « 7 » ( خويش از توشهء آخرت ) و بخشندگىاى در حق ( ديگران ) و مداراى در كسب . در پى روزى حلال است و بر رهيابى چالاك و از طمع پرهيزگار و بر نكوكارى پايدار و بگاه شهوت خويشتن دار . ستايش آن كس كه او را نمىشناسد فريبش ندهد و حساب كار خود را از دست ننهد و كند كارى نكند ، براى كار ( دنيوى ) خود بىشتاب است . كردار نيكو كند و با اين همه ( از تقصير طاعت ) بيم دارد . شام كند و همّتش صرف سپاسگزارى ( خدا ) باشد ، و بامداد كند و همّتش مصروف ياد خدا باشد . شب را به پرهيز بگذراند و شادمانه به صبح آرد . از غفلتى كه از آن پرهيزش دادهاند بپرهيزد و به فضل
هامش
( 6 ) در متن « تجملا » آمده كه مراد همان حفظ آبرو و رخسار به سيلى سرخ نشان دادن است و در پارهاى نسخهها [ تحملا في فاقة - شكيبايى و بردبارى در فقر ] آمده است .
( 7 ) رحمة للمجهود - به معنى ترحّم و دلسوزى بر دسترنج و محصول كوشش خود كه به مفهوم احتراز از تبذير و حيف و ميل دستاوردهايى است كه جنبهء مادّى دارد و نيز مراد از « مجهود » دستمايه و توشهء آخرت است كه دلسوزانه از آن نگهدارى مىكند و با عملى خلاف سرمايه و اندوختهء آخرتش را به باد نمىدهد . - م .