( معروف و ) پسنديده را بد و ناپسند شمارد . « 6 » نعمتهاى پروردگارش را سپاس ندارد و او را بر فزونى نعمت شكر نگزارد ، امر به معروف و نهى از منكر نكند ، سراسر عمر در اشتباه است ، اگر بيمار شود اخلاص ورزد و توبه كند و چون تندرست باشد سنگدلى كند و ( بر سر معصيت ) باز گردد . « 7 » او همواره به زيان ( آخرت ) خود باشد نه به سود خويش . نمىداند كه كردارش به كجا مىانجامد ، و تا كى و تا كجا ( يش مىكشاند ) ! . بار الها ما را از ( خشم ) خودت بر حذر دار ( و تو اى شنونده ! اين اندرزها را ) حفظ كن و به خاطر سپار و هر وقت خواهى ( از گمراهى و غرور ) باز گرد .
( 1 )
توصيف او ( على ) عليه السّلام از پرهيزگاران
( 2 ) پس از حمد و سپاس خدا فرمود : « 1 » به راستى پرهيزگاران در جهان همان صاحبان فضيلتهايند ، گفتارشان راست و پوشاكشان ميانه روى « 2 » و رفتارشان فروتنى است . سر به فرمان خدا سپرده و از آنچه خداى عزّ و جلّ بر آنان حرام كرده چشم پوشيدهاند . گوش به دانش ( سودمند ) فرا دادهاند . در حال گرفتارى و آزمون همانند حال آسودگى و خوشى به قضاى الهى خرسندند . اگر مهلتها ( و عمرهاى ) مقدّرى كه خدا بر آنان نوشته نمىبود از شوق ثواب و بيم عقاب چشم بهم زدنى جانشان در كالبدشان درنگ نمىكرد . آفريدگار به ديدهء آنان ( بس ) بزرگ ( و بزرگوار ) و هر چه ديگر ، جز او ، در نظرشان خوار و بيمقدار است . با بهشت چنانند كه گويى آن را ديده و در نعمتش غوطهورند « 3 » و با دوزخ چنانند كه گويى آن را ديده و در آن به رنج اندرند . دلهاشان اندوهدار و ( وجودشان ) بىآزار و پيكرهاشان نزار و نيازمنديهايشان سبك ( و كم مقدار ) و نفسهايشان پاك و پرهيزگار و ياوريشان به اسلام بزرگ ( و بسيار ) است . روزى چند شكيبايى كنند و از پى آن آسايش جاودانه و پرسود يابند كه پروردگار كريمشان ارزانى مىدارد . دنيا خواستشان و آنان نخواستندش و در جستجويشان به تكاپو در افتاد و آنان عاجز و درماندهاش ساختند . شب هنگام ( به نماز ) بر پا ايستند و آيات قرآن را به آرامى و انديشه باز خوانند . « 4 » دلشان را بدان اندوهگين دارند و آن را درمان درد خويش گردانند « 5 » و غمهايشان را ( به سبب جدايى از مبدء ) برانگيزند و بر گناهان خويش زار بگريند و زخمهاى دل
هامش
( 6 ) سنايى گويد :اى مسلمانان خلايق كار ، ديگر كردهاند * وز سر بيحرمتى معروف ، منكر كردهاند .- م .
( 7 ) در پارهاى نسخهها به جاى « عاد » [ نسى - از ياد ببرد ] آمده است .
( 1 ) اين بيانات در نهج البلاغة ( زير عنوان « پاسخ به همّام » ) نيز با اندك اختلافى آمده است .
( 2 ) يعنى شعار و دثارشان اعتدال و ميانه روى است و از افراط و تفريط به دورند . - م .
( 3 ) در پارهاى نسخهها به جاى « منعّمون » [ متّكئون - ( در نعمتش ) آرميدهاند ] آمده است .
( 4 ) در پارهاى نسخهها به جاى « يرتّلونه ترتيلا » [ يتلونه ترسّلا - به آرامى و شمرده تلاوت كنند ] آمده است .
( 5 ) در پارهاى نسخهها به جاى « و يستثيرون به دواء دائهم » [ و يستشيرون ] و در پارهاى نسخههاى تازه [ و يستشفعون ] - به مشورت گيرند ( و اندرزش را به كار برند ) و به درمان درد خويشش شفيع آرند ( يا واسطهء درمان درد خويش سازند ) آمده است .