تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
( 1 ) اى مردم ، ناسپاسى نعمت فرومايگى است ، و همنشينى با نادان شوم . نرمگويى از كرامت ( اخلاق ) است . از نيرنگ بازى بپرهيزيد كه خوى فرومايگان است . نه هر جوينده‌اى يابنده و نه هر سفر كرده‌اى باز آينده است . بدان كس كز تو روى بتابد دل مبند . بسا دورى كه از نزديك نزديكتر است . پيش از ( سپردن ) راه از همراه پرس‌وجو كن و پيش از ( گزيدن ) خانه از همسايه « 45 » . عيب نهفته برادرت را بپوشان از آن رو كه وجود آن را در خود ( نيز ) مىدانى « 46 » . از لغزش برادرت به خاطر روزى كه دشمنت بر تو چيره گردد ، درگذر . هر كه بر كسى خشم گيرد كه توان زيان زدن به او را ندارد ، اندوه خود افزايد و خويشتن را شكنجه دهد . هر كه از پروردگارش بترسد ستمش را دهانه كشد . كسى كه نيكى را از بدى باز نشناسد چنان چهارپايى باشد . به راستى نابود كردن توشه از تباهى باشد « 47 » . وه چه كوچك است مصيبت ( اين سرا ) در برابر بزرگى بيچارگى فردا ( در آن سرا ) . با يك ديگر ناآشنا ( و به هم بىاعتماد ) نشديد مگر به سبب نافرمانيها و گناهانى كه در شماست « 48 » . چه قدر آسايش به رنج نزديك است و چه قدر درماندگى و تنگدستى به دگرگونى « 49 » . آن گزند و شرّى كه پس از آن بهشت آيد شرّ و گزند نباشد و آن خير و خوشىاى كه در پى خود دوزخ آرد خير و خوشى نباشد . هر نعمتى در برابر ( نعمت ) بهشت حقير و ناچيز است و هر بلا و آزمونى در سنجش با آتش دوزخ عافيت و سلامت است . ( 2 ) به هنگام درست كردن درونها گناهان بزرگ رخ نمايند « 50 » . پاكسازى ( و ناب سازى ) كردار از خود كردار دشوارتر است . پاكسازى نيّت از فساد بر اهل كردار دشوارتر از ادامهء جهاد و پيكار است . آوخ اگر ( به ملاحظه ) تقوى نبود من زيركترين ( و سياست بازترين ) « 51 »
هامش
( 45 ) در الروضه بعد از اين عبارت آمده است : [ الا و من اسرع في المسيرا دركه المقيل - هان كسى كه در راه شتاب ورزد به دو زيان رسد ] ( 46 ) در الروضة به جاى « و استر عورة اخيك لما تعلمه فيك » [ كما يعلمها - همچنان كه او عيب تو را مىداند ] و در پاره‌اى نسخه‌ها [ لما يعلمها ] آمده و ( ضمير « ها » به « عورة - عيب نهفته » باز مىگردد . - م . ) ( 47 ) مراد تباه كردن توشهء آخرت است كه از فساد عقيده حاصل آيد . و اگر به معنى توشهء دنيوى نيز گرفته شود به اين مفهوم است كه ضايع كردن توشه و نعمت دنيا ، يعنى اسراف در شمار فساد و تبهكارى است . - م . ( 48 ) مراد آنكه « تناكر - ناآشناييها و شما » با يك ديگر نتيجهء نافرمانيها و گناهانتان است و گر نه چنان كه خداوند فرموده با يك ديگر « تعارف - آشنايى و الفت » مىيافتيد كه « مؤمنان با يك ديگر برادرند » . - م . » در الروضة در صدر اين جمله آمده است : [ هيهات هيهات و ماتناكرتم . . . - آوخ ، آوخ . . . ] ( 49 ) در الروضة و پاره‌اى نسخه‌هاى متن ما به جاى « من التغيير » [ من النعيم - به نعمت ( و بهره‌گيرى ) ] آمده و مراد از « تغيير » نيز سرعت دگرگونى احوال دنياست . ( 50 ) يعنى وقتى انسان بخواهد درون خود را از نيّتهاى فاسد و اخلاق ناستوده پاك سازد و خود را درست كند آنگاه عيبهاى بزرگى كه در نفس و اخلاق ناشايست او نهفته است و خود پرده‌هاى غفلت ( و چشم پوشى ) بر آنها پوشانده بود آشكار مىشود . ( 51 ) كلمهء « دهاء » به معنى تيز هوشى و مهارت و نيز به معنى مكر و نيرنگ بازى و سياستمآبى است و اينجا مراد همين معنى اخير است . در الرّوضة به جاى « كنت ادهى العرب » [ لكنت ادهى . . . ( كه تأكيد بيشترى دارد ) ] آمده است و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه فرمود : « به خدا سوگند معاويه از من زيرك‌تر نيست ولى او نيرنگ مىزند و فجور مىكند و اگر كراهيّت مكر و نيرنگ نمىبود من سياست بازترين مردم بودم ولى هر نيرنگ بازى فاجر و هر فاجرى كافر است . و هر حيله‌گر نيرنگ بازى را پرچم و علامتى است كه روز قيامت بدان شناخته شود . و خداوند از نيرنگ بازى مكّاران غافل نيست و از حيله‌گران چشم نپوشد . . . »
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 99 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى