تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
بخصوص هرگاه آن پسر صفات كماليه داشته باشد مصيبتش سنگين‌تر مىشود . چه مىشود گفت دربارهء صفات كماليهء حضرت على اكبر ، در بعضى از صفات كماليه‌اش در زمان خودش در عالم نظير نداشت ، در خلق و نطق و گفتار و رفتار شبيه‌ترين مردم بود به پيغمبر خدا . صفات كماليه‌اش به درجه‌اى بود كه دشمن‌ترين دشمنان اهل بيت : معاوية ابن ابى سفيان او را مدح نموده و او را سزاوارترين مردم براى خلافت گفت « 1 » .
هامش
- راوندى ) اين‌گونه است كه : « وقتى حضرت داود متوجّه شد كه ملك الموت قرار است جان وى را بعد از گذشت يك هفته بستاند دلش به رحم آمده و آن جوان را نزد يكى از افراد سرشناس بنى اسرائيل فرستاد و با يارى وى آن جوان داراى همسر و زندگى شد و پس از گذشت يك هفته در روز هشتم نزد حضرت داود رسيد ، و چون آن پيامبر گرامى از حال و روزش پرسيد و جواب مساعد و مثبت شنيد و ديد كه از قبض روح خبرى نشده به او گفت برو به منزلت و هفتهء ديگر بيا . و تا سه بار از او بازجوئى كرد ولى خبرى از مرگ نشد ، و چون با ملك الموت ديدار نمود گفت : مگر تو نگفتى قصد دارى بعد از يك هفته جانش را بستانى پس چه شد ؟ . گفت : آرى ، آن نبىّ مكرّم فرمود : از آن روز تا حال سه هفته گذشته ولى خبرى نشد ! . گفت اى داود ، براستى كه خداى تعالى به جهت رحمتى كه بر آن جوان نمودى بر او رحم نمود و مهلت و اجل آن جوان را تا سى سال تأخير داشته و بر آن افزود » . ( 1 ) - در مقاتل الطّالبيّين ذيل ترجمهء آن حضرت مسندا نقل است كه روزى معاويه پرسيد : « چه كسى شايستهء اين خلافت است ؟ گفتند : شما ، گفت : نه ، شايسته‌ترين فرد به اين خلافت على بن الحسين بن على است ، كه جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ، زيرا در او شجاعت بنو هاشم ، و سخاوت بنو اميّه ، و زيبائى قبيلهء ثقيف گرد آمده است » . ( قال معاوية : من أحقّ النّاس بهذا الأمر ؟ قالوا : أنت قال : لا ، أولى النّاس بهذا الأمر عليّ بن الحسين بن عليّ ، جدّه رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، و فيه شجاعة بني هاشم ، و سخاء بني أميّة ، و زهو ثقيف )
مواعظ ( فارسى ) — صفحة 96 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / بهراد جعفرى