آن حضرت مصيبتزده شد به مصيبتهائى كه هيچيك از انبياء و اولياء تاب تحمّل آنها را نداشتند ، و صبرى نمود كه ملائكه به هيجان آمدند بخصوص در مصيبت نور ديدهاش على اكبر كه ملائكه از صبر آن حضرت تعجّب كردند .
مصيبت اولاد اشدّ تمام مصائب است به چند دليل :
هامش
- قدرت و معجزات از روى لطف و از سر حكمت گاهى غالب و گاهى مغلوب و زمانى قاهر و زمانى ديگر مقهور ساخت ، و اگر آنان را در جميع احوال غالب و قاهر قرار مىداد و مبتلا و خوار نمىساخت مردم آنان را به جاى خداى تعالى مىپرستيدند و فضيلت صبرشان در برابر بلا و محنت و امتحان شناخته نمىشد ولى خداى تعالى احوال آنان را در اينباره احوال سايرين قرار داد تا در حال محنت و آشوب صابر و به هنگام عافيت و پيروزى بر دشمن شاكر و در جميع احوالشان متواضع باشند ، نه گردنفراز و متكبّر ، و چنين كرد تا بندگان بدانند پيامبران نيز خدايى دارند كه خالق و مدبّر آنهاست و او را بپرستند و از رسولان او اطاعت نمايند و حجّت خدا ثابت و تمام گردد بر كسى كه دربارهء آنان از حدّ درگذرد و براى آنان ادّعاى ربوبيّت كند يا عناد و مخالفت و عصيان ورزد و منكر تعاليم و دستورات رسولان و انبياء گردد ، و « تا آنكه [ به گمراهى ] هلاك مىشود به حجّتى روشن هلاك شود و آنكه [ به هدايت ] زنده مىماند به حجّتى روشن زنده بماند - انفال : 42 » . محمّد بن إبراهيم بن اسحاق رضى اللّه عنه گويد : فرداى آن روز نزد شيخ أبو القاسم ابن روح بازگشتم و در دل مىگفتم : آيا فكر نمىكنى آنچه ديروز گفته از پيش خود گفته باشد ؟ در همين افكار بودم كه شيخ ابتدا به كلام كرده و گفت : اى محمّد بن إبراهيم ، چنانچه از آسمان بر زمين فروافتم و پرندگان مرا بربايند و يا طوفان مرا در درّهء عميقى افكند نزد من بسيار محبوبتر است تا در دين خداوند به رأى و نظر خود يا از پيش خود سخنى گويم ، بلكه كلام من برگرفته از اصل و مسموع از حضرت حجّت صلوات اللّه و سلامه عليه است .