يكى اين آيه : « وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ
- الآية »
كه در عنوان مذكور شد و ترقّى نمود در بلايا به فقدان ثمرات قلوب كه اولاد باشد كه آن را نقص انفس شمرده .
ديگرى آيهء : « إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ »
« 1 »
كه در تفسير وارد شده با ابتلاى او به اقسام و انواع بلا متّصف به صابرين نشد تا وقتى كه به مصيبت اولادش مبتلا شد و صبر نمود .
يكى ديگر اين آيه كه در حقّ ابراهيم و اسماعيل فرمود :
« فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ »
« 2 » ديگر نفرمود چه شد ، يعنى به گفتن نمىآيد كه چه بر ابراهيم وارد آمد .
مصيبت مطلق اولاد سنگين است ولى آنكه شيرخواره باشد اگر به حدّ كمال و رشد رسيده باشد كه مصيبت چنين جوانى تلختر از تمام تلخيهاى عالم است چنان كه در خبر است . بخصوص هرگاه كه كامى از دنيا نديده باشد چنان كه قصّهء داود با آن جوان كه خدمتش نشسته بود و ملك الموت نگاه تندى به او كرد حضرت سبب پرسيد عرض كرد به اين نزديكى مأمور قبض روح او هستم . حضرت بسيار دلش بر او سوخت و به او مبلغى داد و فرمود : برو به اين زودى كه خدا « 3 » .
هامش
( 1 ) - سورهء ص : 44 . : « ما او را شكيبا يافتيم ، نيك بندهاى بود ، همانا بسيار بازگردنده [ به ما ] بود » .
( 2 ) - الصّافات : 103 . : « پس چون هر دو [ فرمان خداى را ] گردن نهادند و او را بر پيشانى بيفكند . . . ؛ » .
( 3 ) - و ادامهء خبر فوق بطور خلاصه در بحار ( 4 / 111 / 31 از قصص الأنبياء -