تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
برير عرض كرد : يا ابن رسول اللّه ! چه بگويم ، خيال مىكنى يك جان فداى تو كردن بر ما سنگين است ، اگر هزار دفعه مرا بكشند و بسوزانند و زنده شوم و كشته شوم و خداوند عالم جان تو و جوانان تو را به سلامت بگذارد راضيم و بهتر دوست دارم . محمّد بن بشير حضرمى به او خبر داده بودند كه پسرش را در سر حدّى ، كفّار اسير كرده‌اند ، دارد : حضرت چند جامه به او دادند كه هزار اشرفى قيمت داشته و به او فرمود : برو و پسر خود را از اسيرى آزاد نما . عرض كرد : يا ابن رسول اللّه بروم و پسرم را از اسيرى كفّار خلاص كنم و جناب شما را اسير دست اين منافقين بگذارم ! درندگان صحرا بدن مرا بدرند اگر از تو جدا شوم ! ! و في مقتل أبي مخنف في جملة كلام له : « فقام الحسين عليه السّلام و صلّى بأصحابه صلاة الظّهر ، فلمّا فرغ من صلاته حرّضهم على القتال و قال : يا أصحابي ! إنّ هذه الجنّة قد فتحت أبوابها و اتّصلت أنهارها و أينعت أثمارها و زيّنت قصورها ، و تألّفت ولدانها و حورها ، و هذا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و الشّهداء ؛ الّذين قتلوا معه ، و أبي [ و أمّي ] يتوقّعون قدومكم ، و يتباشرون بكم ، و هم مشتاقون إليكم ، فحاموا عن دين اللّه و ذبّوا عن حرم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله « 1 » !
هامش
( 1 ) - الدّمعة الساكبة 4 / 302 . معالى السبطين 1 / 361 . ناسخ التواريخ : 2 / 287 . : در كتاب مقتل أبى مخنف در بخشى از كلام خود گويد : امام حسين عليه السّلام بعد از فراغت از نماز ظهر برخاست و اصحاب خود را به جهاد تحريض نموده و فرمود : « اى اصحاب -