تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
مؤمنين را خدا به منزلهء برادر قرار داده ، بايد رفتار آنها با همديگر به منزلهء رفتار دو برادر باشد ، ولى ابناء اين عصر گذشته از آنكه با برادر دينى خيرخواهى
هامش
- و حقّ دوم اين است كه قدم بردارى در حاجت و نياز او ، و پيروى كنى رضا و خشنودى او را ، و مخالفت نكنى گفتار او را . و حقّ سوم اين است كه پيوستگى نمائى با او ؛ ( يعنى نيكى و احسان به او كنى ) به جان و مال و دستها و پاها و زبان خود . و حقّ چهارم آن است كه تو چشم او و راهنماى او و ( بمنزلهء ) آئينهء او بوده ( يعنى عيوب او را به او بگويى ) و پيراهن او باشى ( يعنى محرم و حافظ اسرار او باشى ) . و حقّ پنجم آنست كه تو سير نباشى در حالى كه او گرسنه باشد ، و تو داراى لباس نباشى و او برهنه باشد ، و تو سيراب نباشى و او تشنه باشد . و حقّ ششم اين است كه ( هرگاه ) براى تو زن و خدمتكارى باشد و براى برادر دينى تو زن و خدمتكارى نباشد ، بفرستى خدمتكار خود را تا شستشو كند لباس او را و فراهم كند غذاى او را و بگستراند فراش و بستر او را ، پس همانا بجا آوردن تمام اين كارها براى آن ارتباط دينى است كه قرار داده شده بين تو و او . و حقّ هفتم اين است كه اگر مؤمنى قسم خورده باشد ( كه كارى را ترك كند و يا انجام دهد ) سعى و كوشش نمائى كه قسم او راست آيد ( و حنث قسم نشود يعنى بر وفق سوگندش عمل شود ) ، و اجابت كنى دعوت او را ، و حاضر شوى جنازهء او را ، و در حال مرض عيادت او كنى ، و خودت به شخصه در رفع حوائج و نيازهاى او قدم بردارى ، و مضطرّ نگردانى او را تا اينكه از تو سؤال كند ( يعنى حاجت و نياز او را زود برآور تا مبتلا به ذلّت سؤال از تو نشود ) و هرگاه اين حقوق را دربارهء او مراعات نمودى ، پس به تحقيق كه پيوسته نمودى ولايت خود را به ولايت او ، و ولايت او را به ولايت خداى برتر از هر چيز ( پيوستگى بولايت او عين پيوستگى تو به ولايت خداوند است )