دستورالعملهائى براى رفتار با خالق بما دادهاند و با خلائق و با اقارب و اجانب و زنان و فرزندان و خدمتكاران و آشنايان و بيگانگان ، و دوستان و دشمنان ، براى اين سرا و آن سرا ، به هيچكدام رفتار نكرده و نخواهيم كرد .
امّا با خالق ، آنكه فرمود :
« و اعلم يا بنيّ أنّه لو كان لربّك شريك لأتتك رسله و لرأيت آثار ملكه و سلطانه و لعرفت أفعاله و صفاته ، و لكنّه إله واحد كما وصف نفسه ، لا يضادّه في ملكه أحد ، و لا يزول أبدا و لم يزل . أوّل قبل الأشياء بلا أوّليّة ، و آخر بعد الأشياء بلا نهاية ، عظم عن أن تثبت ربوبيّته بإحاطة قلب أو بصر . فإذا عرفت ذلك فافعل كما ينبغي لمثلك أن يفعله في صغر خطره ، و قلّة مقدرته ، و كثرة عجزه ، و عظيم حاجته إلى ربّه في طلب طاعته ، و الخشية من عقوبته و الشّفقة من سخطه : فإنّه لم يأمرك إلّا بحسن ، و لم ينهك إلّا عن قبيح » . « 1 »
هامش
- براى ديگران زشت مىدارى براى خود نيز زشت بشمار ، و چيزى را براى مردم رضايت بده كه از ايشان دربارهء خود مىپسندى ؛ آنچه نمىدانى نگو ، گرچه آنچه را مىدانى اندك است ؛ آنچه را دوست ندارى به تو نسبت دهند دربارهء ديگران مگو » .
( 1 ) - نهج البلاغه : رساله 31 . و نيز فرمود : « و بدان پسرم ! اگر خدا شريكى داشت ، پيامبران او نيز به سوى تو مىآمدند ، و آثار قدرتش را مىديدى ، و كردار و صفاتش را مىشناختى ، امّا خدا ، خدايى است يگانه ، همان گونه كه خود تعريف كرد ، هيچكس در مملكتدارى او نزاعى ندارد ، نابودشدنى نيست ، و همواره بوده است ، اوّل هر چيزى است كه آغاز ندارد ، و آخر هر چيزى كه پايان نخواهد داشت ، برتر از آن است كه قدرت پروردگارى او را فكر و انديشه درك كند . حال كه اين حقيقت را دريافتى ، -