تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بخادمك فتغسل ثيابه و تصنع طعامه و تمهّد فراشه ، فإنّ ذلك كلّه لما جعل بينك و بينه . و الحقّ السّابع : أن تبرّ قسمه و تجيب دعوته ، و تشهد جنازته و تعود مريضه و تشخص ببدنك في قضاء حوائجه ، و لا تلجئه إلى أن يسألك ، فإذا حفظت ذلك منه فقد وصلت ولايتك بولايته و ولايته بولايته عزّ و جلّ « 1 » .
هامش
( 1 ) - البحار : 71 / 224 / 12 . در بحار به نقل از امالى شيخ طوسى رحمه اللّه : ( جزء چهارم ) از معلّى بن خنيس روايت شده كه گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم كه حقّ مؤمن بر مؤمن چيست ؟ فرمود : هفت حقّ واجبست كه نيست از آنها حقّى مگر اينكه لازم است بر او ( مراعات آن نسبت به برادر مؤمن ، مقصود از وجوب اين است كه شخص اگر آنها را مراعات نكرد به وظيفهء عبوديّت خود رفتار نكرده نه وجوب شرعى ) و اگر آن حقّ را مراعات نكرد ، از وظيفهء بندگى نسبت به خدا بيرون رفته و فرمانبرى او را ترك نموده ، و نمىباشد براى خداوند در او نصيبى ( يعنى هركسى كه غلام مولائيست البتّه بايست عمدهء قدرت و قوّت خود را صرف اطاعت اوامر مولاى خود نمايد ، پس بنده‌اى كه اطاعات اوامر إلهيّه نكرد آن مقدار از قوّه و قدرت خود را كه بايد صرف در امتثال اوامر إلهيّه نمايد ننموده مثل اينكه بندهء خداوند نيست يعنى حقّ عبوديّت و بندگى را به مولاى حقيقى تسليم ننموده ) معلّى گفت : عرض كردم : مرا از آن حقوق آگاه فرما ، فرمود : در شگفتم از پرسش تو اى معلّى ، من بر تو مشفق و مهربانم ، مىترسم بشنوى و حفظ نكنى ، و ياد گيرى و عمل نكنى . ( راوى ) گفت : گفتم : لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العليّ العظيم ( انتقال از حالى و نيرو و توانايى بر كارى نيست مگر به يارى و توفيق خداى برتر از هر چيز و با عظمت ) فرمود : ( حقّ اوّل ) آسان‌ترين حقّ از آنها اين است كه دوست بدارى براى او آنچه را كه دوست مىدارى براى خود ، و خوش نداشته باشى براى او آنچه را كه براى خودت خوش ندارى ، -